از سوالات احتمالی که غالباً مطرح می باشد. این است که مگر طبق روایات معتبر زمین و در اصل انسانها در همه زمان و عصر ما بدون حجت که همان امام و راهنما و رهبر حقیقی رها نشده است. پس چرا بشر اخر زمان بدون حجت مانده و مسمول قاعده لطف پروردگار در هدایت و رهنمونی به جاده واقعی سعادت و خوشبختی نشده .
چرایی طولانی شدن غیبت امام زمان (ع)
به اصل حقیقت همه مومنان تحید معاد نبوت، امامت معرفتند که طبق قائده لطف پروردگار زمین بدون حجت نیست و در هیچ زمانی خداوند متعال بشر را از وجود حجت خویش محروم ننموده است. اما در اینجا یک سوال اساسی مطرح است و آن هم بدین گونه مطرح است که چرا امام زمان (عج) از نظرها پنهان است. چه علل و عواملی غیبت زولاین حجت بشر آخر زمان دخالت دارد.
در پاسخ به این سوال و چرایی مسئله ی یاد شده طبق آنچه از روایات و آثار گرانبهای شیعی موجو می باشد به سه مورد مهم اشاره می کنیم. باشد که در پیرامون موارد ذیل تامل بیشتری بنمائیم.
1- فشار طاغوتیان و زمامداران نا صالح به علت انحراف در امر جانشینی و وصایت رسول گرامی (ص) تدریجاً افراد آلوده و ضافق به بدنه حکومت اسلامی نفوذ مرده و زمینه ی رشد اسلام نابسر دگرگون شد این جریان انحرافی در مسیر خود همواره ائمه ی معصومین را که مظهر اسلام ناب محمدی (ص) و جانشینان حقیقی پیامبر خاتم (ص) بودند را بر نمی تابیدند و عرصه را آن چنان بر آنها تنگ نمودند که یکی پس از دیگری به تبعید و زندان ها گرفتار می آمدند. با تبلیغات دروغین دل های مردم را از آنان دور می کردند. اندیشه های مردم که با دنیا رنگ کرده بودند را تخم بدبینی و خشم نسبت به عترت رسول اکرم اسلام (ص) پاشیدند. تا جایی که به قلع و قمع و حذف اهل بیت (علیهم السلام) از صفحه ی حکومت و سیاست رضایت دادند. ظلم خلفای جور به امامان معصوم آنچنان بود که عرصه بر آنان تنگ و جدایی با مردم را بیشتر می کرد. به طوری که همواره شهادت را از خدا طلب می کردند.
در عصر امام زمان (ع) نیز به قدری عرصه تنگ تر شد که فرعونیان زمان کمر به قتل امام در دوران کودکی آن حضرت گرفتند. آنجا بود که بنابر قاعده ی لطف پروردگار او در پرده غیبت قرار داد. تا ذخیره ای برای آینده جهان بشریت باشد.
ناگفته پیداست همچنان لطف پروردگار مبنی بر لزوم وجود امام برای هر عصر و زمان استمرار دارد و طبق این قاعده و اصل بر دل های عاشقان و مومنان حضوری باطنی دارد و مایه برکت و ریزش رحمت الهی بر جهانیان است. تنها ظهور ظاهری ندارد و از جشم آلودگان غایب است.
2- حکمت الهی: از دیگر دلایل غیبت امام دوازدهم (عج) حکمت و تدبیر الهی است که بشر به همه ی اسرار آن واقف نیست مگر نمی داند که خداوند متعال برای آینده جهان چه برنامه و هدفی دارد. از این رو آخرین حلقه ی امامت و ولایت را ذخیره داشته تا آن چه را که مصلحت او و خیر و صلاح بندگان اوست به اجرا درآورد.
3- اعمال زشت و گناهان مردم: مهمترین علت غیبت امام زمان (عج) اعمال نامقبول و انجام منکرات و عدم درک جایگاه امامت از طرف مردم است. در طول امامت یازده امام معصوم (ع) به تجربه روشن شد که تخلف و عدم حمایت از آنان و بعضاً اطاعت منافقانه و ریاکارانه از سوی عموم مردم سبب مظلومیت و انزوال اهل بیت رسول خدا (ص) شد.
تحقیقاً این سوال مطرح می شود که امامان حق و عدل، چرا باید در بین مردم ناصالح و قدرنشناس باشند؟
اصولاً قابلیت مردم؛ شرط اصلی حضور امام در هر عصری است. اگر قابلیت و صلاحیت در مردم محقق یابد، قطعاً ظهور امام زمان (عج) محقق خواهد شد و آن کریم به خوبی به قابلیت و استعداد انسان ها در تغییر سرنوشت و روند تحولات جامعه اشاره دارد:
«ان الله لایغیب مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» رعد 11
از این جهت علت غیبت در وجود ما نهفته است و ما از آن غفلت می کنیم اگر در صدد اصلاح و آمادگی خود برآییم. قطعاً امام بر ما ظاهر خواهد شد. بدیهی است همنوع جامعه به حدی برس که پذیرای امام زمان (عج) شود. به همین دلیل غیبت امام ادامه می یابد و خداوند به وسیله ی غیبت، وجود مقدس امام زمان (عج) را حفظ کرده، زیرا اگر پیش از موعد ظاهر شود و مردم به آن جدا از آمادگی و رشد ایمانی نرسند موفق نخواهد بود و ممکن است مانند اجدادان طاهنش مظلومانه به شهادت برسد.
«مرحوم گلینی» در کتاب شریف اصول کافر، از زراره نقل کرده است.
در خدمت امام صادق (ع) بودم و از آن بزرگوار شنیدم فرمودند: برای قائم (عج) بیش از قیام غیبی است، عرض کردم چرا، امام (علیه السلام) به شکم خویش اشاره کرد (کنایه از آن که از کشته شدن بیم دارد). اصول کافی ج-1-ص337.
خواجه نصیر طوسی می نویسد: «غیبت حضرت مهدی (عج) نه از ناحیه ی خدای سبحان است و نه از ناحیه ی خود حضرت بلکه از مکلفین و مردم است و آن غلبه ی خوف و تمکین نداشتن مردم از امام است. موقعی که این سبب از بین برود ظهور واقع می شود «رساله امامت – فصل سوم – ص 52»
البته با نظر به برخی از تجربه های بشری بدون در نظر گرفتن معارف الهی. آنچه از عدم مردم می شود جز رنج مقدس امام به علت نداشتن درک حقیقی از جایگاه مقدس آن نصیب مردم می شود جز رنج و سختی و محرومیت از یک برنامه ی صحیح در زندگی دنیوی و خسران اخروی نیست. به عنواننمونه، عدم فرمانبرداری راستین بنی اسرائیل از حضرت موسی (ع) آنان را گرفتار انحرافات و کفر نمود، اطاعت نکردن از دستورات حکومتی امیر المومنین علی (ع) و پشتیبانی نکردن از برنامه های اصلاحی آن حضرت و سپس پرکنده شدن و از خلافت امام حسن (ع) و اسیر اغواگری های معاویه شدن مردم آنان را دچار مصائب های سنگین مانند روی کار آندن افراد فاصد و بی بند و بار و خون ریز مانند یزید. حجاج بن یوسف و عبید الله بن زیادها و سپس بنی عباس ها شد. که مردن را دچار انواع انحرافات فکری و اخلاقی کردند و آزادی های واقعی را از آنان سلب کردند امید است همه ما در اصلاح و زدودن بر فراز هصلت های زشت و ناپسند خود مانند تهمت کینه ـ حسد ـ دنیا طلبی مفرط، خودخواهی و خود پسندی ـ ریا کاری ـ دروغ گویی نگاه های حرام ـ بی احترامی به دیگران به ویژه بزرگسالان ـ نپرداختن به عبادات و مناجات و سوء ظن به کمک خداوند متعال و توسل با ارواح مقدس ائمه ی اطهار بکوشیم تا خداوند ما را از رحمت ویژه و خاصه خود برخوردار کرداند و قلوب ما را از نور خود روشن گرداند و آلودگی ها و زنگ ها را از دلهایمان بزداید تا به عمق درک مقام و منزلت و جیاگاه حقیقی امامت برسیم و خود را برای ظهور اخرین ذخیره الهی جهت برپایی حکمت حقه ی الهی آماده سازیم
ان شاء الله