ساتی رسمی باستانی در میان بت پرستان هند بوده است. در این رسم پس از مرگ شوهر، بیوه ی او هرگز نمی توانست دوباره ازدواج کند و برای بقیه ی عمر خود، بدون هیچ گونه توجهی از سوی اطرافیان، در وضعیتی نامطلوب حتی بدتر از یک برده، در مکانی که قبل از ازدواج زندگی می کرد، باقی می ماند.
این شرایط اسفناک چنان زن را از زندگی متنفر می ساخت که نشستن بر توده ای از هیزم آتش زده و زنده زنده سوختن با حسد مرده ی شوهرش را؛ بر ادامه ی این گونه زندگی ترجیح می داد. به علاوه برهمن ها هم بر آنها امید می دادند که به این طریف مردن دوباره با شوهرانشان در جهانی دیگر در آسایش و شکوهی بیش از آن چه سابقاً برخوردار بودند، زندگی خواهند کرد. به این دلایل بیوه ی نگون بخت مصمم می شد که با جسد شوهرش خود سوزی کند.
باید خاطر نشان کرد که زن بدون کسب اجازه از حاکم زمدگی خود نمی توانست خود سوزی کند. حاکمان مسلمان که این رسم را وحشتناک و تنفر آمیز می دانستند، به آسانی اجازه ی این کار را نمی داند. تنها بیوه زنان بدون فرزند خو سوزی می کردند. زنانی که حاکمان قاطعانه اجازه ی خود سوزی را به آنها نداده بودند بقیه ی عر خویش را در شرایط سخت همراه با انجام اعمال خیرخواهانه سپری می کردند. از میان آنها کسانی نیز بودند که تعهد می کردند، چیزی جز آنچه که در فضولات هضم نشده ی گو می یابند، نخورند به محض اجازه از حاکم، این افراد در حالی که آلات موسیقی نواخته می شد، به منزل متوفی می رفتند و از آنجا، جسد را تا کنار رودخانه یا آبگیر، یعنی جایی که قرار بود سوزانده شود همراهی می کردند. زن مانند عروسی اش لباس می پوشید و شادی کنان به سوی مکانی که قرار بود سوزانده شود می رفت.
مصمم بودن زن به خود سوزی به نفع برهمن ها بود، زیرا تمام زیور آلات از آن برهمن ها می شد، که آنها را در خاکستر ها جست و جو می کردند.
این رسم منحصر به هند باستان نیست و ما در طول تاریخ شاهد انواع مشابه آن هستیم، چنان که در دوره ی جمهوری روم باستان، خودکشی همسران سرداران و سیاستمداران مشهور رومی پس از مرگ شوهرانشان یکی از صحنه های دردناک تاریخ است. زنده به گور کردن نوزادان دختر توسط اعراب جاهلی نیز جلوه ای دیگر از جاخلیت و زن ستیزی سنتی در طول تاریخ است. با تایش نوزادان الهی و دمیدن فضایل اخلاقی در کالبد تمدن بشریت توسط پیامبران و مسلمانان، این نوع رسوم و دیدگاه های ضد انسانی نیز از بین رفت.