زندگی برای همه

گر تن دهی و دل ندهی فاحشه ای چه زن باشی و چه مرد

+ ازدواج موقت

نویسنده :محمد حسن حائری شیرازی  

 تفریح را می توان به عملی که موجب ایجاد نشاط در فرد می شود ، تعریف نمود . تفریح از این نقطه نظر که آیا ضرورت زندگی هست یا خیر به دو قسم تقسیم می شود . ثمره این تقسیم آن است که در قسمی از تفریح به این امر توجه داده می شود که در این بحث به نیازهای ضروری زیستن پرداخته می شود و طبعاً بحث تفریح به عنوان مطالعه در مورد امری که بازگشت به لوازم زیستن دارد ، بیشتر مورد دقت و تأمل قرار خواهد گرفت تا قسمی که تنها در بهبود زیستن کمک می نماید .

این نوشتار ناظر به آن قسم از تفریحاتی است که ضروری زیستن است و فقدان این تفریحات به زندگی طبیعی خلل وارد می کند . اگر چه این تفریحات خود از حیث نیازهای بشری یا عصری و تمدنی و ....قابل تأمل و تعریف می باشند ، اما این نوشتار ناظر به خصوص تفریحات جنسی است که با توجه به جوان بودن جامعه ما از اهمیّت خاصی برخوردار است.

 

انسان نیز چون باقی حیوانات در طول حیات خویش نیاز های مختلفی را تجربه و احساس می نماید که پاسخ نگفتن به این نیازهای واقعی به معنی پرورش نیافتن و خفتن استعدادی از قوای اوست . بلوغ و کامل شدن فیزیولوژیک بدن نیاز جدیدی را برای او به ارمغان می آورد و آن نیاز جنسی است .

نیاز جنسی از ابعاد روحی ، روانی و عاطفی و جسمی برخوردار است . نیازی است که خداوند برای بقاء و ایجاد نسل در تمام حیوانات قرار داده . لذا همانگونه که اقتضای حکمت الهی ضرورت بقای نسل بشر بوده است ، علی القاعده این نیاز نیز می بایست ضروری و گریز ناپذیر باشد . چه اگر نیازی قابل چشم پوشی بوده باشد طبیعتاً نتیجه ضروری به ودیعه گذاشتن نیاز جنسی در انسانها نمی تواند بقاء نسل بوده باشد . از این استدلالهای عقلی که بگذریم وجدان و تجربه نیز اقتضای گریز ناپذیری پاسخ به نیاز جنسی را می نماید . بدین معنا که پاسخ نگفتن به آن به زندگی طبیعی خللی وارد می سازد و بیماریهایی چون افسردگی و انحرافات جنسی و عطش جنسی ( که شخص در طول شبانه روز تمام قوایش مصروف قوه جنسی و معطوف به آن است ) و.... را به دنبال خواهد داشت.

 

آنچه موجب می شود بحث ارضای نیاز جنسی در مقوله تفریحات مورد بررسی قرار گیرد آن است که  ارضای نیاز جنسی توأم با نوعی نشاط ، فرح و شادکامی می باشد و البته این بحث در نوشتار پیش رو معطوف به غیر از ارضای این نیاز با تشکیل خانواده و ازدواج دائم است.

 

اگر چه بهترین راه ارضای نیاز جنسی و بهره مندی از نشاط جسمی و عاطفی و روحی آن همانا  ازدواج و یافتن شریک جنسی می باشد اما صنعتی شدن جوامع و کمبود شغل ، افزایش زاد و ولد و سلامت جسمی افراد ، ازدیاد متقاضیان شغل و ضرورتهای مالی جهت ازدواج و از طرف دیگر افزایش تحریکات جنسی و پایین آمدن سن بلوغ جنسی و عوامل دیگر سبب شده است نیاز جنسی به نحوی که عدم ارضای آن به روند طبیعی زندگی خلل وارد سازد محقق باشد . اما ضرورتهای مادی و معنوی جهت تشکیل خانواده و ازدواج مهیا نباشد .

در مقابل چنین نیاز قدرتمند و شعله وری چند راه پیش روی دستگاه های مسوول می باشد :

 

الف ) راه اول این است که حاکمیّت اسلامی به واسطه  برداشت خاصی از منابع فقهی انبوه جوانان نیازمند به ارضای جنسی را دعوت به تقوی و پیشه نمودن صبر نماید!. که قرآن می فرماید :

 "فلیستعفف الذین لایجدون نکاحاً حتی یغنیهم الله من فضله" 1

اما باید توجه داشت اولا موضوع این دعوت به عفاف ، زنان و مردانی هستند که امکان نکاح و ازدواج برایشان فراهم نیست . حال سؤال اینجاست ، آیا جوان در جامعه فعلی امکان اجابت این نیاز را ندارد؟[ولو از راه ازدواج موقت؟] (1)

 پس اگر با وجود انبوه زنان و مردان خواهان رفع نیاز جنسی, راه های حلال این عمل نشاط زا (همچون متعه) متروک است این سؤال پیش می آید که وظیفه حاکمیت در احیاء قوانین و سنن اسلامی چه می شود ؟

بعلاوه آیه کریمه فوق الذکر وظیفه فردی را که امکان رفع نیاز جنسی از راه حلال را نمی یابد معین می نماید اما قطعاً وظیفه حاکمیّت اسلامی باز کردن راه های حلال رفع نیاز جنسی است نه گوشزد نمودن آیه فوق الذکر.

 

ثانیاً در جای دیگر خداوند متعال می فرماید :

"احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نساء کم علم الله انکم تختانون انفسکم" 2:

خداوند در شبهای ماه رمضان همبستری شما و همسرانتان را مباح فرمود ، چون می دانست شما اگر یک ماه شبانه روز منع شوید از عمل خاص جنسی خیانت می ورزید و امر الهی را زیر پا می گذارید .

البته خداوند می دانست که اولیاءش بسیار بیش از یک ماه هم می توانند خود داری داشته باشند ، اما چون احکام اسلامی برای عموم مردم است توان متوسط را در نظر می گیرد و از فرستادن قانونی که طاقت عموم آن را بر نمی تابد ، دوری می نماید . نکته حائز اهمیّت آن است که خداوند می فرماید :

" الرفث الی نساء کم " یعنی شما یک ماه دوری از همبستری را تحمل نمی کنید اگر چه راه برای مابقی تفریحات جنسی باز باشد .

 

حال چگونه است که حاکمیّت اسلامی جوان را در طول مدت بلوغ و غلیان شهوت و نیاز جنسی تا زمان اشتغال و توان ادارة خانواده به احتراز از اجابت نیازهای جنسی آنهم به تمامی انحاء آن دعوت می نماید . ناگفته پیداست که این دعوت اجابت نشده و مسوولیت حاکمیّت اسلامی هم رفع نخواهد شد .

 

وضعیت آنگاه بغرنج تر می شود که حاکمیّت علاوه بر توصیه به صبر پیشگی از جانب جوانان ، خود نیز با استفاده از قوه قهریه از برقراری ارتباطی که بر محور رفع نیاز جنسی است در چهار چوبی غیر از ازدواج تعریف میشود جلوگیری نماید حال آنکه نهادینه نمودن صبر پیشگی جوانان با توسل به تجسس و رفتاری منافی حقوق انسانی و اسلامی افراد در تعارض جدی با احکام اسلام  می باشد و موجبات دوری و مقابله جوانان با سنت و فرهنگ اسلامی را فراهم می آورد .

 

ب) راه دوم در مواجهه با مسأله نیاز های جنسی رو به تزاید جوانان ، تلاش در جهت فراهم آوردن ضرورتهای ازدواج و تشکیل خانواده است .

شغل ، مسکن ، توانایی ها و بلوغ ذهن از جمله اولیّات و ضروریات ازدواج دایم است . چه در این نوع ازدواج ، غرض رسیدن  به یک نوع آرامش و ایجاد محیطی جهت تربیت نسل بعد می باشد . به نظر می رسد علاوه بر عدم امکان فراهم آوردن ضرورتهای مادی برای تمامی افرادی که نیاز مند رفع حوایج جنسی می باشند ، اصلاً ازدواج جوان قبل از سنین حدود  25 سالگی توأم با بلوغ ذهنی و آمادگی فکری و روانی نباشد . در جوامع سنتی ما ، جوان تا رسیدن به بلوغ جنسی بسیاری از مهارتها را آموخته بود . بعلاوه اغلب تا سالیانی پس از ازدواج با پدر و مادرخود زندگی می نمود و ثانیاً جامعه و ارتباطات از پیچیدگی فعلی برخودار نبود و مهارتهای کمتری برای اداره  زندگی طلب می نمود ( اما فرضاً یک پسر 15 تا 20 ساله فعلی تنها به رفع نیاز جنسی می اندیشد ) لذا ترویج  و تلاش در جهت تسهیل ازدواج دایم اگر چه بسیار ضروری است اما قطعاً پاسخگوی نیازهای جامعه نمی باشد . آنچه در جامعه نیز به چشم می آید ، آنست که بعضاً جوان در 10 ساله اول بلوغ که بیشترین تلاش را در جهت رفع نیاز جنسی انجام می دهد با مواجه با نبود فرهنگی پاسخگو در سنت بومی جامعه به دنبال تجربه فرهنگ لذت محور بی مبالات غرب می رود .

 

بی اعتمادی به دین و کارآمدی حاکمیّت دینی از دیگر عوارض نگاه غیر واقع بینانه به نیازهای جنسی جوانان جامعه است  که در خلاصه شدن تلاش حاکمیّت در این زمینه در چهار چوب تسهیل ازدواج دایم رخ می نماید.

 

ج) راه دیگری که پیش روی حاکمیّت است ،تغافل از این نیاز بالفعل و ضروری است .

این رفتار به راه سپردن غرائز برای رسیدن به مقاصد غریزی از نزدیک ترین راه می انجامد . در حقیقت این شرع و عقل است که راه هایی را برای بهره مندی از بیشترین منافع غرایز جنسی با کمترین هزینه ، توصیه می نماید و حاکمیت اسلامی با برگزیدن تغافل از آنچه در جامعه می گذرد ، در حقیقت از جریان عقلانیت و قانون شرع در مسیر ارضای نیاز های جنسی چشم پوشیده است .

 

این نکته نیز حایز اهمیّت است که خواه و ناخواه جامعه هنجار و قوانینی را برای رفع نیازهای خویش بر می گزیند . هر گاه حاکمیت اسلامی از تعریف هنجارهای خاص در جهت رفع این نیازها باز ماند غرایز به مدد شناسایی فرهنگ های موجود در مسیر ارضای نیازهای مذکور ، خود هنجاری را تعریف می نماید و پس از آن با درونی شدن این هنجارها که می تواند فرهنگ بی مبالات غرب باشد ، با ابزار تشویق و توبیخ آنرا گسترش داده و حتی پیگیری این امر را در مبادی و پیش فرض های فرهنگی می نماید .

 

رشد جریانات سکولار از یک طرف و مقابله با شعارها و نمودهای فرهنگ سنتی در سطح جامعه میوه تلخ شور آب تغافل از آنچه در جامعه می گذرد می باشد ( برای نمونه می بینیم که آرام آرام با زنانی که با حجاب کامل به فروشگاه ها مراجعه می کنند - خصوصاً در قسمت های مرفه نشین شهر – برخورد مناسبی صورت نمی گیرد . این امر می تواند نشان از درونی شدن و پذیرفته شدن برخی نمادهای فرهنگ جنسی غرب در جامعه باشد که با توبیخ فرهنگ معارض همراه شده است )

 

نکته دیگر در بحث تغافل این است که گاه به ذهن می رسد حاکمیّت به جوانان توصیه می نماید نسبت به این نیاز خویش تغافل نمایند و این الگو را به عنوان رفتار مطلوب اسلامی معرفی می نماید .

اگر چه این امر ممکن است در مواجهه با نیاز های کاذب کارگشا باشد ، اما همانگونه که تغافل از گرسنگی اسباب سیری را فراهم نمی آورد ، تجربه نشان می دهد غالباً تغافل از نیازهای متعارف و واقعی توأم با سختی و اتلاف انرژی جسمی و روحی و روانی بسیار می باشد که غالب افراد آمادگی پذیرش آنرا ندارند و چنانچه گذشت اسلام از وضع قوانینی که غالب مردم طاقت آنرا ندارند،( خصوصاً در بحث غریزه جنسی ) ابا داشته است.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ رابطه

سواله برام
تو یه رابطه
یه رابطه‌ی مثلن بین دو تا دانشجو که هر دو از نظر مالی وضع‌شون یکیه
یا هر دو کار می‌کنن و باز وضع مالی‌شون یکیه
یا کلن وضع مالی‌شون به هرصورت یه جوره
چرا دختره وا میسته عقب تا پسره حساب کنه؟
تو کافه مثلن یا رستوران یا سینما یا هرچی

مثلن رابطه یه شکل کوچیکی از یه زندگی دو نفره‌س؟
بعد اصن فرض که باشه
این شکل یه زندگی دو نفره‌س؟
اگه هست چرا هست؟
اگه لذت بخشه چرا لذت بخشه؟
برای دو طرف لذت بخشه؟
اگه برای دو طرف لذت‌بخشه واسه دختر رو شاید بشه توجیه کرد که خب شاید حال می‌کنه یکی براش حساب کنه
ولی واسه پسر چی؟
چی‌ش لذت‌بخشه؟
اگه نیست چرا حساب می‌کنه؟
چرا گاهی -بیشتر وقت‌ها- اصن بحثی راجع‌به‌ش نیست و کلن وظیفه‌ی طرفه که اینطوری باشه
وظیفه‌هه کی شکل گرفته؟
کی تعریف‌ش کرده؟
تعریفه درسته اصن؟
اگه نیست چرا ادامه داره؟

چه جوریاس کلن؟

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩
تگ ها: رابطه
comment نظرات () لینک