زندگی برای همه

گر تن دهی و دل ندهی فاحشه ای چه زن باشی و چه مرد

+ حمیده خیرآبادی هنرمند قدیمی سینما،تئاتر، تلویزیون در قطعه 66 ردیف 69 بهشت زهرا (



به گزارش ایسنا، در مراسم خاکسپاری این هنرمند که بدون‌ اطلاع‌رسانی و ساعاتی بعد از درگذشت او انجام شد، دخترش ثریا قاسمی و هنرمندانی چون علی نصیریان، ابوالحسن داودی، سینا رازانی، عسل بدیعی، امیرمحمد زند، قاضی‌ مرادی، مهوش وقاری، مائده طهماسبی، صدرالدین شجره، عسل بدیعی، بیتا منصوری، مهری شیرازی و ... حضور داشتند.

حمیده خیرآبادی قرار بود روز جمعه در نقش خودش پس از شش سال مقابل دوربین ابوالحسن داودی در سریال «زمین انسان‌ها» برود،اما فرصت نشد.


بیتا منصوری مجری طرح این سریال که در مراسم تشییع حاضر بود به ایسنا گفت: خانم حمیده خیرآبادی طی‌ مذاکراتی که چند روز پیش با ایشان داشتیم قرار بود در سریال ما بعد از 6 سال مقابل دوربین برود اما متاسفانه این فرصت فراهم نشد.

به گفته‌ی او؛ این سریال که «زمین انسان‌ها» نام دارد با محوریت پزشکان درحال ساخت است و قرار بود این هنرمند در نقش خودش حمیده خیرآبادی به عنوان یک بیمار به بیمارستان مراجعه کنند.

به گزارش ایسنا، حمیده خیرآبادی با نام مستعار(نادره) رکورد دار بازیگری در سینمای ایران تاکنون در بیش از دویست فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته و سه بار نیز نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل از جشنواره فیلم فجر شده است.


این بازیگر 86 ساله فعالیت هنری را با ایفای نقشی در تئاتر سال 1336 شروع کرد و بازیگری در سینما را با فیلم "میهن پرست" در سال 1332 آغاز نمود. از جمله فیلم‌های مطرح وی می توان به "طوقی" ، "اجاره نشین‌ها"، "مادر"، "بانو" "هنرپیشه" و "روز واقعه" و..... اشاره کرد.

خیر آبادی که در دو دهه 60 و 70 در نزدیک به 40 فیلم حضور پیدا کرده و از سال 77 که در فیلم "بازیگر" به ایفا نقش پرداخت، طی سالهای اخیر تنها در دو فیلم "توکیو بدون توقف" و "سرود تولد" بازی داشته است.

او در سال 86 به عنوان همیشه مادران سینمای ایران در جشن بازیگران سینمای ایران تقدیر شد.

خیر‌آبادی که توسط تهمینه میلانی تقدیر می‌شد، فقط در یک جمله‌ی کوتاه گفت:خدا را شکر می‌کنم که باز هم شما را می‌بینم.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ همشهری جوان در ویژه نامه نوروزی خود 10 بازیگر را در 10 موقعیت شغلی متفاوت قرار د


 

 

برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کن!!!


عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.

 

 

خاطره اسدی / مجسمه ساز/خاطره می¬ره گِل بچینه!
گِل بازی سرگرمی همیشگی و جذاب بچگی همه ما بود. دوست داشتیم کمی خاک را از باغچه حیاط برداریم و یک مشت آب هم بر روی آن بریزیم و آن قدر آنها را با هم قاطی کنیم که گِل سفت از آن دربیاید و بتوانیم با این خمیر گِلی هرچیزی که میخواهیم بسازیم. حالا ساختن این شکلکها یا صورتکها بستگی به استعداد هرکسی داشت. یکی میتوانست کار ابداعی کند و یکی دیگر شاید فقط بلد بود تا توپهای کوچکی بسازد و آنها را بر روی زمین قِل بدهد. عاشق این بودیم که دست و رویمان خاکی و گلی شود، حتی اگر به قیمت یک دست کتک حسابی از مادرمان تمام میشد. خاطره اسدی هم احتمالا در همین حال و هوا مانده که دوست دارد گِل بازی را در نوع حرفه¬ای تر و بزرگسالانه¬تری انجام دهد برای همین هم مجسمه¬سازی را به جای بازیگری انتخاب می¬کند.کارگاهی که برای مجسمه¬سازی انتخاب کردیم، در دیباجی شمالی بود. کارگاه مجسمه¬ساز معروف نادره حکیم¬الهی یا همان مادر ترانه علیدوستی. اما آنقدر این آدرس عجیب و غریب و درعین حال سر راست بود که تصمیم گرفتیم همگی باهم به آنجا برویم. بماند که در آن کوچه تنگ و تاریک درست وسط اتوبان صدر پارک کردن ماشین چه دردسرهایی داشت و نزدیک بود جانمان را ازدست بدهیم.



 


بهنوش بختیاری/ مکانیک/ مکانیکی شاسخین و شرکا

بهنوش بختیاری همیشه اولین نفر است که برای سوژه های طنز به ذهنمان می آید. همیشه برای این حرکات پایه است. وقتی با او این سوژه را در میان گذاشتیم، استقبال کرد. قرار شد تا شغل را، خودش به ما پیشنهاد دهد، برای این کار به او فرصت فکر کردن هم دادیم، اما خیلی سریع گفت: «احتیاجی به فکر کردن ندارد، من همیشه می خواستم مرده شور شوم.» ما هم مثل شما دهانمان باز ماند! از این همه جسارت و تفاوت او با شغل فعلی اش. نشد که مرده شور خانه را هماهنگ کنیم. چون نه می شد که یک زن را برای گزارش به غسالخانه ببریم و نه اینکه او به علت بازی در سریال دارا و ندار فرصت این کار را داشت که همراه ما تا بهشت زهرا بیاید. مکانیک شدن پیشنهاد ما بود که او روی هوا آن را گرفت. کلی خندید و گفت: «عجب حالی بدهد! »






ستاره اسکندری/ نانوا / ساده میخوای یا خشخاشی

ستاره اسکندری با انرژی سر ساعت به دقتر مجله آمد،بعد از اینکه با او کمی حرف زدیم به سمت نانوایی رفتیم.در راه او می گوید من قبلا در خانه مادر بزرگم نان پخته ام فکر نکنید بلد نیستم.لباس های مورد نیاز هم از آشپزخانه مجله تهیه کرده ایم بجز پیشبند که قرار است از خود نانوایی بگیریم.پخت نانوایی هنوز شروع نشده و سه،چهار نفری بیرون منتظر ایستاده اند. اسکندری قبل از ما وارد نانوایی شد و با شاطر ها سلام وعلیک گرمی کرد. اوخیلی سریع نزدیک طاقار خمیر شد و پرسید این خمیر ها چند کیلو است؟یکی از شاطر ها پسخ داد 240 کیلواسکندری حیرت زده به سمت خمیر های آمده شده رفت و دوباره پرسید این ها خمیر های سنگک است؟ همه خندیدندو گفتند نه بربری است.او با حالت ناراحتی سری تکان داد و گفت خب من تا به حال سنگک و بربری ندیده بودم و فقط بلدم نون محلی درست کنم.اونقدر محو دیدن کار شاطرها شده که یادش رفت لباس هایش را عوض کند و فقط گفت این جا خیلی با حال و با مزه است.



 


نگارفروزنده/ دندانپزشک/دندان لق را نکنید!

خدا نکند در ایام تعطیلی دندانتان درد بگیرد، خدا نکند، بخواهید تخمه بشکنید و نتوانید، یا اینکه جلوی خودتان را بگیرید تا پسته‌ها را زیر دندانتان خرد کنید. خدا نکند دندانتان لق شود چون دندان لق را فقط باید کند! کار است دیگر، ممکن است یکدفعه پیش بیاید، حالا اگر این اتفاقات برایتان بیفتد چه کار باید کرد؟ هیچ کاری، فقط باید به سراغ یک دندان‌پزشک بروید، یک دکتر که خیلی خوب بتواند شما را راضی نگه دارد و کارتان راه بیفتد. حالا اگر در این میان دندان‌پزشک همیشگی شما در مسافرت به سر می‌برد، چاره چیست؟! باور کنید که خانم دکتر ما کارش بسیار خوب است، به سراغ آن بروید.درمانگاه بهداشتی و درمانی چیذر، محل مورد نظر ماست. راس ساعت 5. اما از آنجایی که شب و عید است وتهران تنها کمی(!) شلوغ‌تر از قبل، ما نیم ساعت دیرتر می رسیم و ساتیار امامی یک ساعت و نیم دیرتر! شانس آوردیم که فروزنده منتظر تماس ما بود تا دندان‌پزشک شود و پیشمان بیاید.فروزنده تلفن به دست وارد درمانگاه می‌شود، دیرش شده و عجله دارد. حق هم دارد، بد قولی از ما بوده! به او که توضیح می‌دهیم، قرار است چه کار کنیم و بهتر از طنز باشد، می‌گوید: «تو که من را می‌شناسی، کمی مدل من فرق دارد».وقتی روپوش دکترها را می‌پوشد یا دستکش‌های جراحی را به دست می‌کند و ماسک را به دهانش می‌زند، شبیه خانم‌ دکتر‌های خیلی جدی می‌شود! نگاه کنید، با ما موافق نیستید؟






الهام حمیدی/ آتشنشان/عملیات خانم 125

الهام حمیدی بازیگری است که ما به زور از او خواستیم تا آتش‌نشان شود، خودش دوست داشت قالیباف باشد: «لباس‌های خوشگل بپوشم، مثل لباس سنتی!» به او سنگ دلانه گفتیم نمی‌شود! با ناراحتی قبول کرد: «هر چه شغل خوب است را دیگران برداشتند حالا این کار مردانه و ضمخت افتاده به من؟!»خیابان مفتح، ایستگاه شماره 53، محل قرار ما روز جمعه است، حمیدی با یک ساعت تاخیر به ما می‌رسد. باید لباس‌های آتش‌نشانی‌رابپوشد، آتش‌نشان‌ها لباس‌های مردانه به او می‌دهند، حمیدی وقتی این لباس‌ها را می‌بیند، قیافه‌اش در هم می‌رود. ما که فکر می‌کنیم الان است که بزند زیر گریه! با ناراحتی و کلافگی می‌گوید: «من فکر کردم لباس‌های نو به من می‌دهید. دلم نمی‌آید این‌ها را بپوشم.»





کاوه خداشناس/ باغبان/ کاوه باغبان

کاوه خداشناس، اول می‌خواست قاتل شود، اما حتما می‌دانید که این‌کار بدآموزی دارد؟!!! پس پیشنهاد کرد، «من عاشق باغبانی هستم. خانه‌ام پر از گل و گیاه است». قاتل و کشتن آدم‌ها کجا و باغبان بودن کجا؟! پارک نیاوران جای مناسبی برای یک باغبان تمام عیار بودن است. نه؟! کاوه خداشناس حسابی پایه است، لباس سرتاسر سبز ِ و البته فراموش نکنید نو(!) را می‌پوشد. چکمه باغبانی را هم می‌پوشد، کلاه پشمی را هم به سر می‌کند و در قالب باغبانی که ما می‌خواستیم فرو می‌رود. ابزار کار آقای باغبانما را ببینید. فرغون، بیل، بیلچه و چند جعبه گل بنفشه کوچک که داخل فرغون گذاشته شده بود. تمام این‌ها سفارش او بود تا کارش را راحت شروع کند.





آزاده نامداری/ آشپز/ راتاتویی شکمو

چقدر شکمویید؟! چقدر اهل پخت و پزید؟ با بوییدن غذا گرسنه¬تان می¬شود؟ آب دهانتان راه می¬افتد؟ دلتان می¬خواهد همان لحظه گرسنگی¬تان را برطرف کنید؟ حاضرید در یک رستوران چند دقیقه تامل کنید تا نوبت شما برای غذا خوردن برسد؟ یا اینکه دلتان می¬خواهد با سر به غذاها شیرجه بروید؟ اصلا شده به رستورانی بروید و آرزو کنید که ای کاش همیشه از این غذاها می¬توانستم بخورم؟! شده که بخواهید پخت و پز این غذاها را یاد بگیرید؟ اصلا بگویید ببینم تا به حال دوستداشتید آشپز باشد؟ یک سر آشپز شاید. آن¬هم در یک رستوران بسیار بزرگ و شیک؟! فکرش را بکنید.آزاده نامداری مجری محبوب تلویزیون شکموست. این را خودش می¬گوید. پیشنهاد آشپز بودن هم جزو آن¬دسته از کارهایی است که او همیشه دوست داشته اگر مجری نمیشد، این کار را انجام دهد.





امیر حسین رستمی/ حاجی فیروز/ شکور حاجی فیروز می شود

«امیرحسین رستمی» یا همان شکور شمس‌العماره جزکسانی بود که یک هفته تمام همه نوع موقعیت شغلی را با او بررسی کردیم تا به حاجی فیروز رسیدیم یا بهتر بگوییم، رسانده شد! تصور کنید رستمی از شغل‌هایی مثل «مربی تنیس» ( که امکان مانور عکاسی نداشت)، جت اسکی (که امکان رفتن به مسیرهای دور نبود)، ملوان ( که باز هم امکان فراهم کردن کشتی نبود، حتی با تصویر سازی مشهور همشهری جوان که مدام رستمی از آن به عنوان قدرت ما یاد می‌کرد) به این شغل رسید. در واقع باید اینجا از مجموع دوستان رستمی( به تعبیر خودش دوستان نادان!) تشکر کنیم که در مشورتی جمعی با رستمی ،او را به این کار ترغیب کردند، اما نمی‌دانستند دوست شان را به چه مهلکه ای انداخته اند! لباس حلجی فیروز را که سالهای قبل برای جلد همین شماره های نوروزی تهیه کرده بودیم! این یکی از بهترین اتفاقاتی بود که در میان شغل‌های مختلف با دیگر بازیگران رخ داده بود، چون همه چیز در اختیار داشتیم: لباس به میزان کافی، مکان به میزان لازم و بالاخره شخص حاجی فیروز به اندازه امیرحسین رستمی!





امیرحسین صدیق/ چوپان/ چوپان راستگو

اشتباه نکنید این عکس هایی که می بینید عکس های یک فیلم نیست. چشمه هایتان را نمالید، دقیقا درست می بینید این امیر حسین صدیق است. همان آقای پدر که حالا چوپان شده، باورتان می شود؟! حتما او را با این ریش و این قیافه جدید نشناختید. باور کنید این ریش هم برای خود اوست، ما حتی در مورد او یک ذره هم از معجزه گریم برای نزدیک شدن چهره این بازیگر به شخصیت مورد نظمان استفاده نکردیم. خودش خواست تا چوپان قصه ما شود.




روناک یونسی/ گلفروش/ رستگاری در گلفروشی

روناک یونسی که بازی او را در سریال رستگاران دیده اید، دلش می خواست خلبان شود، چون پدرش هم خلبان است اما بنا به دلایلی این امر میسر نشد به همین خاطر درباره شغل دیگری به توافق رسیدیم. گلفروشی گزینه خوبی بود، وقتی که با او در میان گذاشتیم خیلی استقبال کرد «موافقم واقعا شغل جالبی است.اما اگر می شود یک سبد گل تهیه کنید تا بتوانم در خیابان آن ها را بفروشم». روز گزارش هوا ابری است و هر لحظه امکان دارد باران ببارد برای همین قرار شد در یک گلفروشی عکاسی شود.یونسی با ظاهری کاملا متفاوت آمد.او دامن طوسی با چکمه های بلند پوشیده،کلاهی به سرش گذاشته ویک شال طوسی هم دور شانه هایش انداخته. روناک یونسی با حالتی ناراحت می گوید:« دلم می خواهد در خیابان گل بفرشم و به همین خاطر این لباس را پوشیده ام تا عکس هایش خوب شود ». اما هوا نه تنها صاف نشد بلکه باران شدیدی هم گرفت و مجبور شدیم داخل مغازه عکاسی کنیم. همراه او به گلفروشی نزدیک خانه اش می رویم.



 

 

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ نامه یک معلم ایرانی

.....مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکرار شده است ، فقط برای اینکه 
تغییری ایجاد بشود موضوع رابه این صورت پای تخته سیاه کلاس نوشتم 
"
می خواهید در آینده چه کاره شوید؟ الگوی شما کی است ؟..." 
و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم 
بگیرید این شغل را انتخاب کنید. انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها 
بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده است. 
یک دانش آموز نوشته بود : من دوست دارم مهندس هوا و فضا شوم ولی پدرم می گوید 
ام.وی.ام بهترین رشته دنیا است و خیلی پول دارد...
حتما منظورش Mba است. دانش آموز دیگری نوشته بود : دوست دارم مهندسی اتم 
بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و... 
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر انشائ یک دختر 10 ساله بود که 
نوشته بود : 
"
می خواهم فاحشه. بشوم " . 
شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده است... 

:......... 
از متن انشاء: 
.....
خوب نمی دانم که فاحشه. ها 
چه کار می کنند ولی به نظرم شغل 
خوبی است. 
خانم همسایه ما فاحشه است .این را 
مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست 
مثل 
مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه 
مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار 
نمی کند .من 
هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم 
مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او 
همیشه 
مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و 
همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی 
مامان 
همیشه معمولی است. 

مامان خانم همسایه را دوست ندارد. 
بابا هم پیش مامان می گوید خانم 
خوبی نیست. 
ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم 
بابا از خانه آن خانم بیرون آمد. 
گفت ازش 
سوال کاری داشته . بابای من 
ساختمان می سازد . مهندس است . ازش 
پرسیدم یعنی 
فاحشه.ها هم کارشان شبیه مهندس 
های ساختمان است ؟ خانم همسایه 
هنوز دم در بود. 
فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی 
زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من 
که 
نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را 
فرستاد تو و در را بست. 

...
من برای این دوست دارم فاحشه 
بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی 
هستند. 
مامان همیشه می گوید که مردها به 
زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد 
ها همیشه به 
خانم همسایه احترام می گذارند 
مثلا همین بابای من . زن ها هم 
همیشه با تعجب 
نگاهش می کنند ، شاید حسودی شان می 
شود چون مامانم می گوید زنها خیلی 
به هم 
حسودی می کنند . خانم همسایه خیلی 
آدم مهمی است . آدم های زیادی به 
خانه اش می 
آیند . همه شان مرد هستند . برای من 
خیلی عجیب است که یک زن رئیس این 
همه مرد 
باشد. 

بعضی هایشان چند بار می آیند. 
بعضی وقت ها هم این قدر سرش شلوغ 
است که جلسه 
هایش را آخر شب ها تو خانه اش 
برگزار می کند . همکار هایش اینقدر 
دوستش دارند 
که برایش تولد گرفتند . من پشت در 
بودم که یکی از آنها بهش گفت تولدت 
مبارک. 
بابا می خواست من را ببرد پارک ، 
بهش گفتم امروز تولد خانم همسایه 
است . گفت می 
دانم . آن روز من تصمیم گرفتم 
فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را 
هیچ وقت یادش 
نمی ماند. 

تازه خانم همسایه خیلی پول در می 
آورد . زود زود ماشین هایش را عوض 
می کند. 
فکر کنم چند تا هم راننده داشته 
باشد که می آیند دنبالش . این ور و 
آن ور می 
برند ... 
من هنوز با مامان و بابا 
راجع به این موضوع صحبت نکردم. 
امیدوارم 
بابا مثل کار مامان با کار من هم 
مخالفت نکند" .....

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: داستان
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ جالبه ، خالی از لطف نیست دیدن این عکسها

http://9gag.com/photo/20879_540.jpg

 

عزرائیل از ابتدای سال کار مضاعف خود را آغاز نمود !!!

 

پ.ن : در چند روز اخیر کیومرث ملک مطیعی – رضا کرم رضایی – محمود بنفشه خواه – جهان . هنرمندانی بودند که از بین ما رفتند.

 

http://26.media.tumblr.com/tumblr_l0u57nCCM21qay4hfo1_500.jpg

 

هیچ کس مثل کسی که تازه از تعطیلات (سفر) برگشته به تعطیلات (سفر) احتیاج ندارد.

 

http://iranimg.com/images/32844089486332379018.jpg

اولین جوک سال روزنامه کیهان

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+  

http://www.cwmbran.info/Optical%20Illusion%20Seating%20arrangement%20web.jpg

 

http://www.dailyillusions.com/wp-content/uploads/2007/10/tsuna-thumbnail.jpg

 

http://www.roumazeilles.net/images/free_optical_illusion_bulgi.gif

 

http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd2.gif

 

روی علامت مثبت خیره شوید.دایره های بنفش کمرنگ تر میشوند

http://www.roozeshadi.com/wp-content/uploads/2008/11/khataye-cheshm-2.gif

 

 

آیا می توانید در عکس زیر 4 گرگ ببینید؟

http://www.tarisha.com/Links/see/1-12.jpeg

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ زنان و مچ گیری

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت : " عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم "

ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود . این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !

 

زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟

مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا ، چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"

جواب زن خیلی جالب بود

زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: داستان
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ زندگی به سبک ویلان!!!

 

هنوز هم بعد از این همه سال، چهره‌ی ویلان را از یاد نمی‌برم. در واقع، در طول سی سال گذشته، همیشـه روز اول مـاه کـه حقوق بازنشستگی را دریافت می‌کنم، به یاد ویلان می‌افتم …

 

ویلان پتی اف، کارمند دبیرخانه‌ی اداره بود. از مال دنیا، جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی دیگری نداشت. ویلان، اول ماه که حقوق می‌گرفت و جیبش پر می‌شد، شروع می‌کرد به حرف زدن …

 

روز اول ماه و هنگامی‌که که از بانک به اداره برمی‌گشت، به‌راحتی می‌شد برآمدگی جیب سمت چپش را تشخیص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود.

 

ویلان از روزی که حقوق می‌گرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته می‌کشید، نیمی از ماه سیگار برگ می‌کشید، نیمـی از مـاه مست بود و سرخوش..

من یازده سال با ویلان هم‌کار بودم. بعدها شنیدم، او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر کـه من از اداره منتقل می‌شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می‌کشید. به سراغش رفتم تا از او خداحافظی کنم.

 

کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن، عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کند زندگی‌اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند؟

 

هیچ وقت یادم نمی‌رود. همین که سوال را پرسیدم، به سمت من برگشت و با چهره‌ای متعجب، آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: کدام وضع؟

 

بهت زده شدم.. همین‌طور که به او زل زده بودم، بدون این‌که حرکتی کنم، ادامه دادم:

 

همین زندگی نصف اشرافی، نصف گدایی!!!

 

ویلان با شنیدن این جمله، همان‌طور که زل زده بود به من، ادامه داد:

 

تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟

 

گفتم: نه !

 

گفت: تا حالا تاکسی دربست گرفتی؟

 

گفتم: نه !

 

گفت: تا حالا به یک کنسرت عالی رفتی؟

 

گفتم: نه !

 

گفت: تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟

 

گفتم: نه !

 

گفت: تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟

 

گفتم: نه !

 

گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟

 

با درماندگی گفتم: آره، …. نه، … نمی دونم !!!

 

ویلان همین‌طور نگاهم می‌کرد. نگاهی تحقیرآمیز و سنگین ….

 

حالا که خوب نگاهش می‌کردم، مردی جذاب بود و سالم. به خودم که آمدم، ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله‌ای را گفت. جمله‌ای را گفت که مسیر

 

زندگی‌ام را به کلی عوض کرد.

 

ویلان پرسید: می‌دونی تا کی زنده‌ای؟

 

جواب دادم: نه !

 

ویلان گفت: پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: داستان
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ "سیلویا والریو" دختر 18 ساله ایتالیایی: احمدی نژاد یک نوآور و مبدع در عصر ما است

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ تراوین

بچه از من به شما نصیحت 

تراوین رو ترک کنید

توی تراوین بهترین هم باشید از زندگی می افتید

من توی ترواین نه فارم بودم نه کوچیک

ولی بازم ترک کردم

چون دیدم توی تراوین بهترین هم باشید

بازم با یک هفته به اینترنت سر نزدن

مشکل پیدا کردن یا سفری پیش آمدن

باید کلی به دنبال کسی بگردی که به جات بازی کنه

اگه ندیده باشی اکانتتو ازت می دزده

اگه بشناسیش بازم ممکنه اون طوری که دوست داری واست بازی نکنه و تو مجبور بشی که بازم اون طوری که دوست داری بازی کنی

شاید تو با تمام سختی ها سرباز ساخته باشی در حد 3 تا 15 کیلو

ولی با یک هک شدن

تو تمام سربازاتو از دست بدی

توی تراوینی که من دیدم

دیدم به چشم که همه برای پیشرفت خودشون تلاش می کنند. حتی برای این که بیشتر پیشرفت کنند روی سر دوستان می ذارند و پیش می رند

پس سعی کنید هر چه زودتر از این بازی که باید توش مثل یک انسان قرون وسطی باشی

باید بکشی که کشته نشی

باید بزنی تا زده نشی

با روی سر دوستان پا بذاری تا بری بالا

وگرنه پاشون رو سرت می ذارند و می رند بالا

 

 

ولی بازم به قول یکی  از دوستان

هیچ چیزی بدون فایده نیست

بستگی داره از کدوم سمت بهش نگاه کنیم

تراوین بهترین مکان برای یادگیری و امتحان مهارت های دیپلماسی (به معنی گفتگو برای رسیدن به نتیجه) و تیم ورکینگ هست.

تراوین بهترین مکان برای فهم ارتباط بین دیپلماسی و جنگه

تو تراوین همواره می توانید مهارت دوستیابی و یا دشمن تراشی خودتون رو در معرض آزمایش بگذارید

می تونید نتیجه ی صبر داشتن وعجول بودنتون رو خیلی زود با چشم های خودتون ببنید
می توانید اثر پشتکار داشتن برای رسیدن به نتیجه ای حتی واهی رو به خوبی ببینید
می تونید ببینید که تو این دنیا اگه دستتون با آسمون تو یه کاسه نباشه باید شب بیداری بکشید، عصبی بشید و باز هم طاقت بیارید

باید بایستیم،چندتا نفس عمیق بکشیم، آرامشمون رو پیدا کنیم و بعد دوباره شروع به بازی کنیم.

زندگی هم مثل یه بازیه که بدون عصبانیت از نتیجه اش فقط باید بازی کنیم ، بخندیم و ادامه بدیم و یاد بگیریم زمانی که با نابرابری ها ، طمع کاری ها و یورش های بیرحمانه روبرو می شیم، لبخند بزنیم و فقط بازی رو ادامه بدیم و اجازه ندیم عصبانیت و کینه و حسد ما رو از بازی خارج کنه و خودمونو از یه انسان به یه حیوان یا شیطان تبدیل کنه که میتونه بدتر از شیطان مقابل باشه .

در کنار این قضایا تراوین جایی هست که هر کس درون خودش رو نشون میده، بهترین جاست که طمع انسان رو ببینیم ، ببینیم یک نفر چطور حاضره برای رسیدن به خواسته های خودش از وقت و سرمایه و زحمت یک نفر دیگه برای خودش پل درست کنه .(البته بازی طوری طراحی شده که اگه هدفت پیروزی و بالای همه ایستادن باشه چاره ی دیگه ای نداری و ای کاش همه می تونستیم از مسیر لذت ببریم نه پیروزی تو یک بازی که می دونیم هیچ تاثیری بر رشدمون نداره )

در ضمن اگه احساس می کنیم وقتمون تلف می شه بهتره یک نگاه به زندگیه خودمون بکنیم و ببینیم که برای رسیدن به چه چیزی و چه هدفی داریم وقت صرف می کنیم و آیا به سمتی حرکت می کنیم که حقیقت و هدف آفرینش رو بشناسیم یا در هزارتوی این بازی هر چیزی که هدف اصلی بوده رو رها کردیم و داریم به دور خودمون می چرخیم .

حالا قضاوت با خودتونه که تراوین خوبه یا نه ؟ اکانتتون رو حذف کنید یا نه ؟ از بازی خارج بشید یا ادامه بدید ؟

لطفا اگر بازی میکنید، درست بازی کنید و فقط بازی کنید...

 

 

از تراوین یاد گرفتم که :

1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند .

3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود.

4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم .


و برای همه شما آرزوی موفقیت میکنم...

 

 

ولی بازم سعی کنید که از این بازی که بهترین بازی برای روزهای بد هست و بدترین بازی برای روزهای  خوب 

ترکش کنید تا توی زندگی خود پیشرفت کنید

البته بازم به همه پیشنهاد می کنم که سعی کنند که یه بار حداقل توی این بازی ثبت نام کنند و بازی کنند

تا معنی واقعی زندگی مجازی رو درک کنند.

خیلی ممنونم که به اراجیف من گوش دادید

با تشکر

http://travian.ir

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ زندگی ما ایرانی ها

یادم می آد که چندی پیش یه مطلبی زدم که 


واقعاً واسم خیلی جالبه که این یعنی که ما ایرانی ها هم اینگونه هستیم
یا این مطلب فقط در کشور های خارجی هست
ولی وقتی بیشتر به زندگی روزمره مردم خودمون نگاه می کنم
می بینم که ما ایرانی ها خیلی بیشر و حتی غیر مخفیانه این کار رو انجام می دهیم
این یعنی شک به طرف مقابل
و این شک دو علت داره
اولیش اینه که وسواسی هستیم
و بیشتر اونایی که دیدم وسواسی هستند واسه این بوده که خودشون یه زمانی این کارها رو انجام می دادن
یعنی قبل و بعد از ازدواج هم سر و گوششون می جنبیده
و دوم اینه که دوستانی داشتند که سر و گوششون می جنبیده
پس اگر روزی به همسرمون شک کردیم
بهتره بدونیم که اگر خودمون به خیانت فکر نکنیم هرگز همسرمون خیانت نمی کنه
ولی حتی نباید به خیانت خودمون یا خیانت همسرمون فکر کنیم
ولی این دلیل بر خوشبینانه زندگی کردن کور کورانه زیاد نیست
بلکه کاری کردن که همسرمون به هیچ کس جز ما دل نبنده
یعنی طوری با همسرمون برخورد کنیم که حتی برای لحظه ای هم به فرد دیگری فکر نکنه
چه برای دیدن محبت، چه همخوابگی و چه برای شنیدن حرف هاشون
حتی به هم جنسشون
یعنی طوری برای همسرمون همسر و دوست باشیم که همسر ما اصلاً سعی نکنه که به این فکر کنه که از یک نظر خاص تامین نمی شه و به هم جنسش پناه برده چه برسه به غیر همجنسش
پس بیایید اول خودمون درست کنیم
وقتی دیدیم شک داریم به همسرمون
چه خانم خونه چه آقای خونه حتی ذره ای شک کرد که همسرش داره به اون خیانت کنه
سعی نکنه که با اجبار از اون بخواد که خیانت نکنه (چه با مچ گیری، چه با کارهای دیگه) فقط کاری کنه که بین اون فرد مورد نظر و شما ، فقط شما رو انتخاب کنم
ممنونم که به مطالب من گوش کردید. نظر یادتون نره حتماً

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ لذت زندگی

خودش لذتیه که آدم دوستایی داشته باشه که بعد از چندین سال هنوز صداشون کنه آقای فلانی نه فقط فلانی

 

این دلیل بر این نیست که کسی فکر کنه منظورم اینه که با هم هنوز خودمونی نشده ایم

یعنی اینکه هنوز برای هم محترم هستیم

 

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: زندگی
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ نقاشی با مداد

این نقاشی با مداد در سال ۱۸۸۴ فقط با یک بار استفاده از آن و بدون برداشتن مداد از روی کاغذ رسم شده است. ببینید. 

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: نقاشی
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ من در تهران

در مترو نشسته‌ بودم. ایستگاه هفت تیر. ساعت ده و نیم شب. از خستگی حتی نمی‌توانستم چشمانم را باز نگه دارم. بر عکس ساعتهای قبلی مترو بسیار خلوت بود. در رویای رسیدن به رختخواب بودم که پسری بیست و پنج شش ساله وارد شد. همزمان شروع کرد به صحبت با موبایل خود:

weding_fe40324212.jpg

- سلام
- خوبی ؟
- ببین خانواده من موافقت نمی‌کنن
- میگن این مهریه زیاده
- نه باور کن نمی‌شه
- خوب آخه خیلی زیاده
- بیا یه کاری کنیم. خودمون با هم توافق کنیم
- میگم موافقی بریم سفر حج
- چطوره من مهریه ندم به جاش بریم سفر حج
لابد جواب منفی گرفته بود که گفت:
- خوب دهن من سرویس میشه. شوخی نیست که 1372 سکه.
- نمیشه 72 سکه باشه ؟

می‌خواست کمی لحنش را از حالت جدی خارج کند.

- چطوره 472 باشه با یه سفر حج. خوبه ؟
- خوب دو تا سفر حج

نگاهش می‌کنم. دلم برایش می‌سوزد. همزمان با دست چپش با ریشهای پروفسوری‌اش بازی می‌کند. مشخص است که استرس دارد. دلم برایش می‌سوزد.

- خوب من چطوری می‌خوام بدم
- می‌دونی که مهریه عندالمطالبه‌اس.

از این کلمه متنفرم. عند‌المطالبه. نزدیکترین معادلی که برایش دارم اجاره به شرط تملیک است. نمی‌دانم چه ربطی دارد. با شنیدنش یاد بازار مولوی می‌افتم. انگار رفته‌ای زن بخری.

- آقا من این دختره رو می‌دم بهت. فعلاً ببر استفاده کن. ولی هر وقت پولش رو خواست باید بدی‌ها.

پدر عروس پیش خود اینطور فکر میکند. حتماً این چیزی است که می‌خواهند بگویند ولی نمی‌گویند.

- حالا کی داده که گرفته.

این هم احتمالاً در ذهن داماد است.

یادم می‌آید که صبح از جلوی دادگاه خانواده رد می‌شدم. این گوشه از میدان ونک همیشه شلوغ‌تر از قسمتهای دیگر است …

رسیدم ایستگاه توپخانه. باید پیاده می‌شدم. نگاهی به پسر ‌انداختم. هنوز صحبت می‌کرد.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: زندگی
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ مردان هم چرخه ای مشابه قاعدگی دارند

آیا فکر می کنید سیکل قاعدگی تنها در زنان وجود دارد؟ تغییرات دوره ای در میزان هورمون مردانه (تستوسترون) در مردان نیز می تواند باعث تغییرات در خلق ، میل جنسی ، سطح انرژی ، رشد ریش و حتی تعداد اسپرم شود.

پژوهش ها نشان می دهند که مردان در هنگام در اوج بودن این چرخه، احساس خوب بودن دارند، دارای اندامی متناسب هستند و میزان خواب آنها کمتر است، در حالی که در زمان افت در این چرخه، بی علاقه و بی تفاوت هستند و تمایل به بزرگ کردن مسائل کوچک دارند.
به این ترتیب و با پیگیری وضعیت چرخه ماهیانه خود، مردان قادر خواهند بود تا تغییرات خلق و خوی خود را بهتر پیش بینی کنند و با دیگران ارتباط بهتری داشته باشند و از بودن در کنار دیگران احساس بهتری داشته باشند.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ خبرگزاری فارس: کیومرث ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت سینما ، تئاتر و تلویزیون ساعاتی پ

خبرگزاری فارس: کیومرث ملک مطیعی بازیگر پیشکسوت سینما ، تئاتر و تلویزیون ساعاتی پیش درگذشت.

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، زنده یاد کیومرث ملک مطیعی یکی از هنرمندان پیشکسوت در عرصه تلویزیون، تئاتر و سینما ساعت 14:50 امروز به علت ایست قلبی در بیمارستان شریعتی تهران درگذشت. 
بنابراین گزارش، یکی از کارکنان بیمارستان شریعتی ضمن تائید خبر فوق گفت: زنده یاد مطیعی که به دلیل سابقه مشکلات گوارشی مدتی در بیمارستان بستری شده بود، روز گذشته به دلیل ناراحتی قلبی به بیمارستان شریعتی مراجعه کرد و سرانجام ظهر امروز بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 
کیومرث ملک مطیعی ساکن کرج بود و سالها در زمینه هنرهای نمایشی فعالیت کرده است. 
کیومرث ملک مطیعی سال 1315 در بندرانزلی متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازی در سینما را از سال 1350 شروع به کار کرد. 
این هنرمند با چندین هنرمند پیشکسوت دیگر معاصر بوده و از میان آثاری که در آنها ایفای نقش کرده، می‌توان به گل بارون (1388)، پسر آدم، دختر حوا (1387)، پوست موز (1387)، صبح روز هفتم (1387)، کلانتری غیرانتفاعی (1387)، خروس جنگی (تلخ و شیرین) (1386) و قاعده بازی (1385) اشاره کرد. 
عروس فراری (1383)، فردا روز دیگری است (1374)، الو!الو! من جوجوام (1373)، دیدار (1373)، آوای دریا (1369)، ترن (1366)، جنگلبان (1366)، سرزمین آرزوها (1366)، بگذار زندگی کنم (1365)، معما (1365)، مهمانی خصوصی (1365)، تفنگ شکسته (1364) و راه دوم (1363) از دیگر آثاری است که ملک مطیعی در آنها ایفای نقش کرده است.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ اوبا و آقای رئیس جمهور

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا حملات لفظی اخیر رئیس جمهوری ایران علیه خود را "توهین آمیز" خواند، اما از پاسخ دادن به آن خودداری کرد.

آقای اوباما که روز جمعه ۲۰ فروردین (۹ آوریل) با برنامه "صبح به خیر آمریکا" از شبکه تلویزیونی ای بی سی نیوز گفت و گو می کرد، با این سئوال مواجه شد که در مقابل حملات شخصی محمود احمدی نژاد چه پاسخی دارد؟

مجری برنامه، ترجمه انگلیسی آن بخش از سخنان اخیر آقای احمدی نژاد را عینا برای آقای اوباما نقل کرد که او در آن شبیه به گاوچران ها و شخصی آماتور و بی تجربه توصیف می شد که باید صبر کند تا عرقش خشک شود و تجربه پیدا کند.

آقای اوباما در پاسخ گفت که رئیس جمهوری ایران به گفتن سخنان "غیر سازنده و بسیار توهین آمیز" معروف است، بنابراین او این حرف ها را جدی نمی گیرد.

سخنان مورد اشاره آقای احمدی نژاد روز چهارشنبه و در واکنش به اعلام استراتژی جدید آمریکا در مورد استفاده از سلاح های اتمی ایراد شده بود.

بر اساس این استراتژی، آقای اوباما اعلام کرده بود که آمریکا هرگز علیه کشورهایی که قدرت اتمی نیستند و به پیمان ان پی تی پایبندند، از بمب اتمی استفاده نخواهد کرد، اما ایران و کره شمالی را از این امر مستثنی دانست.

مقامات ایران این موضع گیری را نوعی تهدید نظامی تلقی کردند و پاسخ های تندی به آن دادند.

از جمله آقای احمدی نژاد خطاب به رئیس جمهوری آمریکا گفت: "بدان که گنده تر از تو و گردن کلفت تر از تو هم نتوانستند از این غلط ها بکنند. تو که جای خود داری."

اکنون آقای اوباما در واکنش به این سخنان گفته است: "این حرف ها را جدی نمی گیرم، آنچه جدی می گیرم این حقیقت است که اگر ما در اعمال فشار بین المللی ثابت قدم و پیگیر باشیم، حکومت ایران، که حکومت بی خردی نیست و اوضاع جهان را به دقت زیر نظر دارد، به مرور زمان تحلیل های متفاوتی از این موضوع پیدا خواهند کرد که آیا دنبال کردن برنامه ساخت سلاح اتمی برایشان مفید است یا خیر".

او با اشاره به دیدار اخیرش با رئیس جمهوری روسیه و ابراز موافقت دیمیتری مدودف با اعمال تحریم های سختگیرانه تر علیه ایران گفت که چنین چیزی یک سال پیش قابل تصور نبود.

آقای اوباما افزود که "اتحاد بین المللی" که در حال حاضر در مورد برنامه اتمی ایران وجود دارد، در گذشته هرگز وجود نداشت.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: سیاست
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ چهل درصد زن و شوهرهای جوان مخفیانه گوشی یکدیگر را بررسی می‌ک

بر اساس نتایج حاصل از مطالعه جدید صورت گرفته در مرکز تحقیقاتی Retrevo، بیش از 38 درصد زوج‌های جوانی که کمتر از 25 سال دارند تلفن‌همراه همسر خود را به صورت مخفیانه بررسی می‌کنند.

به گزارش فارس به نقل از سی‌نت، برخی از زن و شوهرها این اقدام را از روی بی‌اعتمادی انجام می‌دهند و برخی دیگر با داشتن اعتماد کامل به همسر خود، دست به چنین کاری می‌زنند.

اما به هر دلیلی، بیشتر آن‌ها تمایل دارند که به صورت مخفیانه از فعالیت‌های همسر خود در تلفن‌همراه مطلع شوند. باید توجه داشت که هم‌اکنون ابزارهای ویژه‌ای برای گوشی‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها ارایه شده است که به کمک آن‌ها می‌توان به صورت مخفیانه در گوشی دیگران تجسس کرد.

مرکز تحقیقاتی Retrevo که پیش‌تر نیز مطالعات مشابهی را انجام داده بود، برای به دست آوردن نتایج کنونی بیش از 1000 زن و مرد را در گروه‌های سنی با سطح درآمدهای مختلف در کشور آمریکا مورد بررسی قرار داد.

در پایان این بررسی مشخص شد که 38 درصد زن و شوهرهایی که سن آن‌ها کمتر از 25 سال است، بیش از دیگران تمایل به تجسس مخفیانه در بخش پیامک تلفن‌همراه همسر خود دارند. در این میان، 38 درصد این افراد به صورت مخفیانه به پست الکترونیکی و بخش مربوط به تماس‌های حاصل شده در تلفن‌همراه همسر خود نیز به صورت مخفیانه سر می‌زنند.

علاوه بر این گفته شده است که 25 درصد افراد متاهل در گروه‌های سنی مختلف این اقدام را بدون اطلاع طرف مقابل خود انجام می‌دهند.

این بررسی نشان داده است که مردان تمایل کمتری به تجسس در گوشی همسر خود دارند و خانم‌ها بیشتر این اقدام را انجام می‌دهند. در حالی که 30 درصد مردم به صورت مخفیانه سراغ گوشی همسر خود می‌روند، 33 درصد زن‌ها گوشی شوهر خود را بدون اطلاع وی مورد تجسس قرار می‌دهند.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: زندگی
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ یک میلیون تومن می دونید چقدر می شه

محمود احمدی‌نژاد گفته دولت از سال 1389 برای هر نوزاد یک میلیون تومان به حساب سرمایه‌گذاری واریز می‌کند و پدر و مادرها را هم تشویق کرده است که ماهیانه 20 هزار تومان به آن اضافه کنند. این که آیا این هم یک حربه تبلیغاتی است و یا واقعا در عمل دنبال خواهد شد را کنار می‌گذاریم و روی خود طرح متمرکز می‌شویم. اولین سوال این است که منابع طرح از کجا تامین خواهد شد؟ برای این که تخمینی داشته باشیم باید دقت کنیم که میزان موالید در ایران الان حدود 1.3 میلیون نوزاد در سال است. به عبارت دیگر طرح نیازمندی منابعی در حدود 1.3 میلیارد دلار در سال است. این مبلغ رقم کمی نیست خصوصا وقتی که با بودجه جاری 40 میلیاردی کشور مقایسه شود. به عبارت دیگر ی. منابع این طرح یا باید از کاستن از بخش‌های دیگر و یا از طریق کسری بودجه تامین شود و در هر صورت بی‌هزینه نیست. از آن طرف اگر دولت تعهد کند که از پول درآمد نفت این رقم را برداشته و به حساب نوزادان واریز کند قدمی رو به جلو و بسیار قابل دفاع است. این سیاست باعث می‌شود تا دست‌رسی برابر شهروندان به بخشی از درآمدهای ناشی از منابع طبیعی تضمین شود و میزان دست‌یابی برابر اقشار مختلف به فرصت‌های خاصی مثل تحصیل در دانش‌گاه افزایش یابد

 

ولی بازم اونایی که دستشون تو کاره خودشون می دونند

که با همین یک میلیون تومن اگه بیمه باشه

خانمتونو اصلاً مرخص نمی کنند

اگه بیمه باشه شاید البته شاید بتونی مرخصش کنی

البته اگه همون یک میلیون تمونو بابت تحت نظر بودن خانومتون توی این 9 ماهه نداده باشید البته 

بازم اونایی که دستشون توی کاره خودشون خوب می دونید که این بابت فقط ویزیت دکتر می ره نه خوده درمان و قرص ها و مواد غذایی لازم برای مادر بچه و خود بچه

 

این طرح بیشتر برای افرادیست که زایمان راحت بی فکر و بی خیالی داشته باشند و تحت نظر دکتر نرند و زایمان طبیعی داشته باشند پوله خوبی است وگرنه که هیچ

به بچه دار شدنش نمی ارزه

 

در ضمن از کی تا حالا شعار فرزند کمتر زندگی بهتر

در ایران دیگه رواج نداره

و آقای رئیس جمهور می گن فرزند بیشتر زندگی بهتر

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: سیاست
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ جوک های زیبا

 

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:
«برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.»

 

مدتی بعد نامه‏ای به این شرح همراه با یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برایش رسید:
«بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر!»

 

( مسأله 2390 ) اگر انسان پیش از آنکه دختر عمّه یا دختر خاله خود را بگیرد با مادر آنان زنا کند ، دیگر نمی تواند با آنان ازدواج نماید .

( مسأله 2391 ) اگر با دختر عمّه یا دختر خالة خود ازدواج نماید و پیش از آنکه با آنان

نزدیکی کند با مادرشان زنا نماید عقد آنان اشکال ندارد .

 

 

عجب دنیایی شده

دل آدم برای صفحه فیلترینگ قبلیه هم تنگ می شه ..‏
همیشه خجالت می‌کشیدم از خرید عید... همیشه سعی می‌کردم لباس‌هایی که برام می‌خرن رو قبل از عید بپوشم تا بعد از عید با کفش و لباس نو نرم مدرسه و بچه‌هایی که ندارن ناراحت نشن... الان چی؟ چند درصد مردم می‌تونن برای بچه‌هاشون خرید عید کنن؟... وحشتناکه
گوگل

    تمدن یا توهم ؟؟؟

سیستم جستوجوی گوگل به این ترتیب است که بیشترین جستجوها توسط کاربران به عنوان پیش فرض برای جستجوی های بعدی در اولویت قرار می گیرند. به طور مثال در عکس بالا شما با نوشتن کلمه ی عکس شاهد این خواهید بود که بیشترین کلمات مرتبط با (عکس به زبان پارسی) نواحی زیر شکم را شامل می شوند و بس . این در حالیست که اگر (عکس به زبان لاتین ) جستجو کنید شاهد کلمات مرتبطی مانند عکس گل و حیوان و قلب و... را به شما پیشنهاد میکند.

چند وقتیست که مشغول به خواندن برترین رمان سال 86 یعنی کافه پیانو نوشته ی فرهاد جعفری هستم. در صفحه 29 پاراگراف آخر نویسنده با دیدن دخترکی که تاپ نارنجی و بنفش پوشیده ، دست به توصیفی پر از حیا و عفت می زند. نویسنده قلم را کج کرده و نوشته: (نظام بسیار اخلاقی جامعه ی اخلاقی ما مانع توصیف آن است)

نظام اخلاقی؟  جامعه ی اخلاقی؟  منظور کدام جامعه است؟  اخلاق یعنی  چه؟  ما تمدنی چندین هزار ساله داریم یا توهمی چند میلیون ساله؟ کافیست به زبان پارسی حرف (ک) که حرف اول کورش است را تایپ کنید تا شاهد تمدن چند هزار ساله ی خود شویم. ای پارسی زبان روزانه با جستجوی کلمه کورش یا عکس خوب یا عکس حیوان  یا عکس هر کوفت و زهر مار دیگه قطره ای شو در دریای خشک فرهنگ مجازی ...

 همت شما مستدام

 

یک وقت هایی که آدم توی مه قدم می زند، که دست هایش را میان ابرهای پنبه ای تکان می دهد، می بیند آسمان به زمین آمده انگار و
دنیا هنوز چه همه آرام است

 

واقعا نفسشون حقه؛ ینی باور بفرمایین هر وخ ایشون به کسی فحـ.ـش مادر بدن، چن وخ بعدش، حتما ننه‌ی طرف بندو آب می‌ده

 

عاشقی تو سن بالا مثل آبله‌مرغون تو سن بالاست…هم دردناک‌تره هم خنده‌دارتر.

 

تحقیقات جدید نشان می دهد یک صبحانه پرچرب شامل تخم مرغ ، لوبیا و سوسیس می تواند سالم ترین غذا برای شروع روز و در وعده صبحانه باشد.

خبرگزاری فارس: مدیر عامل شرکت ارتباطات سیار از ارسال موفق یک میلیارد و 195 میلیون پیامک در 14 روز تعطیلات سال نو خبر داد.

فرا رسیدن اول آوریل، روز دروغهای شاخدار را به صاحب اصلی این روز، یگانه معنا کننده ی واژه ی “دروغ” در جهان هستی و جانشین خلف پینوکیوی بزرگ، یعنی محمود احمدی نژاد تبریک و تهنیت عرض می نماییم. باشد که هرچه زودتر با دروغهایت محشور شوی. امضا: ملت سبز ضد دروغ ایران .

یک عمر به بچه های مردم خندیدیم که با سرچ چه چیزهایی وقت گذرانی می کنند. 
امروزدخترها اصرار به اصرار که آنها هم توی گوگل چند تا چیز سرچ کنند .
من خوشحال که چنین بچه های پروریده ام 
شروع کردند به سرچ کردن .

1- پیشی 
2- هاپو
3- گوز 
4-کوووووون 

یعنی کیش و مات در چهار حرکت 

"داده ایم تا اطلاع ثانوی دراینترنت خانه را گل بگیرند !"

 

 

هیچکدوم فتوشاپی نیستن و هیچ مشکل شرعی،عرفی،اخلاقی،دینی،نام وسی،غیرتی و ....ندارن!!!:smile:

محمود در نقش مرد ترکمن 
 

محمود در نقش عرب 
 


محمود در نقش لر 
 

محمود در نقش بلوچ 
 


محمود در نقش اقتصاد دان 
 


محمود در نقش دانشمند هسته ای 
 

محمود در نقش بروسلی 
 

محمود در نقش مارادونا 

 
 

محمود در نقش فرزندی مهربان 

 

محمود در نقش همسر فداکار 
 

محمود در نقش پدر شوهری حامی 
 



محمود در نقش آخوند 
 

محمود در نقش خبر نگار 
 

محمود در نقش آشغالی 
 

محمود بازیگر فیلم اکشن 

 

محمود پیش خدا 
 

محمود اصل 

 

 

آدمهای خوشگل یا آدمهایی که فکر میکنند خیلی زرنگند همیشه از آدم تقاضای لطف بزرگ دارند. آنها چون برای خودشان میمیرند خیال میکنند دیگران هم برایشان میمیرند.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ فرق دختران با پسران

دختر وقتی میخواد بیرون بره . پنج ساعت و نیم آرایش میکنه هفتاد نوع لباس عوض میکنه . ده جور عطر به خودش میزنه بعد میره بیرون و یه ربع بعد بر میگرده.
پسر وقتی میخواد بیرون بره . یه ربع لباس می پوشه و تا بفهمی چی شده سریع پریده توی خیابون و ده ساعت بعد بر میگرده.

دختر وقتی میخواد خرید کنه قیمت تمام اجناس مغازه رو می پرسه طوری که فروشنده تصمیم به خودکشی میگیره و بعد هیچ چیز از مغازه نمی خره .
پسر اولین جنسی که توی مغازه ببینه میخره و میاره خونه و می پوشه بعد تازه متوجه میشه که اندازش نیست 

دختر بعد از پرسیدن کلیه اجناس و قیمت شورت فروشنده اگه کمی فروشنده شانس داشته باشه تصمیم به خرید یه جنس میگیره و بعد وارد عملیات چونه زنی میشه .
پسر بعد از انتخاب جنس پول دوبله و سوبله به فروشنده میده طوری که تا آخر ماه ته جیبش شیپیش می مونه 

دختر دو روز و نیم توی حموم میمونه و عملیات تاکتیکی روی خودش انجام میده.
پسر پنج دقیقه و سی و چهار ثانیه رکورد حمام رفتن میزنه .

دختر برای تابستان کلاس کامپیوتر و زبان و تایپ و ........ رو انتخاب میکنه.
پسر ماه اول تیکه انداختن به دختران گرامی . ماه دوم تور کردن . ماه سوم با عرض پوزش ......

دختر لباس چسبون میپوشه تا حدی که همه بر آمدگی هاش  قلمبه بزنه بیرون
پسر لباس گشاد تا اونجایی که سی و پنج نفر توش به راحتی جا بشن .

دختر موقع راه رفتن خودشو را طوری تکون میده که همه انگشت به دهن بمونن .
پسر طوری راه میره که از پشت احساس میکنه یه شتر داره یورتمه امتحان میده
 .

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک