زندگی برای همه

گر تن دهی و دل ندهی فاحشه ای چه زن باشی و چه مرد

+ سال نو مبارک

یه روزی تعریف می کنیم :‌ سال 88، هیچوقت خردادش تموم نشد تا بهار اومد

به نظر شما حالا که سال هشتاد و هشت تموم میشه، رستوران پدیده شاندیز مشهد به چی گیر میده؟

بر اساس بررسی های انجام گرفته از آنجا که وقتی کابله دچار مشکل میشه مردم بیشتر تشویق میشن برن برا انواع پیک نیک و ... بیرون، امشب که بهتره بمونن در منزل لنگر رو نزدیم به کابل!‏

http://chrr.us/IMG/arton8905.jpg

بالاخره هیچکس یه آهنگ خوند که باهاش حال کردم

به هر حال ، ما خیلی آدم خفنی هستیم و این تاییده های ما همینطوری الکی نیستند

نسل ما کرم یخچال دارد!

در یخچال را باز می کنیم، روبروی یخچال می ایستیم، داخل یخچال را نگاه می کنیم

و به چیزهای دیگر فکر می کنیم


عید برای من بوی خاصی داره... بوی مخلوطی از وایتکس و رخشا و تیرک!

رفتن زمستان و ماندن سیاهیش به ذغال در این ملک، رسمی است دیرینه ...
اما گرد سیاهی که به سان چادری سیاه برجنازه این محتضر بدشگونه هشتاد و هشتم نشست، را... هیچ ذغالی به فرزندی نمی پذیرد

برای درک این که پیر زنی چه اندازه زیبا بوده است باید خطوط چهره‌اش را نه تنها تماشا که ترجمه کرد.


به هر حال زندگی شخصی آیت الله هاشمی را آنهایی که می بینند، می دانند. آن روز که انقلاب شد، در خانه ای در دزاشیب بود که حدود 800 متر بود. الان در یک خانه اجاره ای زندگی می کنند که خیلی کمتر از آن است.

http://media.farsnews.com/Media/8812/ImageReports/8812241117/22_8812241117_L600.jpg

محرمانه بگوییم که سرویس جدیدی از گوگل در راه هست !
این سرویس هنوز بی نام هستش 
اینقدر بگم که مربوط به موسیقی میشه

 

 

 

اون موقع که ماها عیدی می گرفتیم همه 20 تومنی و 50 تومنی نهایتا 100 تومنی عیدی می دادن، حالا که مجبوریم ما عیدی بدیم 1000 تومنی دیگه چاپ نمی شه نوش گیر نمیاد و در بهترین شرایط مجبوری 2000 تومنی عیدی بدی... مملکته داریم؟

دوستمون رفته زن گرفته، بعد برگشته می‌گه همون صابون گلنار بهتره. مملکته داریم؟

چهار روز مونده به آخر سال، از شرکت اینترنتی اس‌ام‌اس اومده "هر روزتان نوروز...". داری تو دلت می‌گی بابا ای‌ول مرام! که یهو پشت بندش اس‌ام‌اس میاد: "مشترک گرامی! به سبب پاره‌ای مشکلات، اشتراک شما امشب ۳ ساعت قطع خواهد شد"؛ مملکته داریم؟

 

تلویزیون این مملکت با این همه ادعای ملی بودنش، برای آیین ملی و ایرانی "چهارشنبه سوری" از عبارت مضحک "مراسم چهارشنبه‌ی آخر سال" استفاده می‌کنه. حتماً به زودی "نوروز" هم به "مراسم روزهای آغازین سال" تغییر نام می‌ده. مملکته داریم؟
رسیدی مملکت بعد توی فرودگاه یک رانی می‌گیری بخوری یک تیکه اون رانی آناناس می‌چسبه ته قوطی دمار از روزگارت درمیاره؛ این هم رانیه داریم؟ مملکته داریم؟
شهرداری به خاطر چهارشنبه سوری هر چی سطل آشغال توی شهر بوده، جمع کرده برده! مملکته داریم؟
یکی از رفیقامون میخواد ازدباج کنه، اون یکی رفیقمون با نگاه خر اندر سفیه ازش میپرسه: بهترین زنی که تو زندگیت سراغ داری کیه؟ میگه خو مادرم. بلافاصله میگه ببین چه دهنی از بابات صاف کرده!! مملکته داریم؟

 

 

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: سیاست و سال نو
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ چرا؟

چرا عاشقان همیشه شکارگر ترند

مگر قانون عشق به رهایی نیست

*---------------------*
دکترعلی شریعتی:

درعجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما بر حسین و زهرایی می گریند که آزاد زیستند
*---------------------*

 

شریعتی: آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: نصایح
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ فرق دختران با پسران

یک دختر در حمام 

ساعت ۴ بعد از ظهر 

۱ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یک سبد و تیره ها رو تو یکی دیگه میگذاره 

۲ـ در حموم رو از تو قفل میکنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شکمش رو که تمام مدت داده بود تو٬ میده بیرون و شروع میکنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش 

۳ـ در کمد رو باز میکنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ کف پا و … رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان 

۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت کننده٬ پرپشت کننده٬ براق کننده و…میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده 

۵ـ یکبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره 

۶ـ نرم کننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره 

۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه که تمام مواد شیمیایی از موهاش پاک شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میکنه 

۸ـ خمیر ریش داداشی رو کش میره و شیش کیلو خالی میکنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی 

۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میکنه. 

۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوک دماغش سبز شده 

۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میکنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت 

۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میکنه 

۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب کنه 

۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میکنه 

ساعت ۸ شب 

یک پسر در حمام 

ساعت ۴ بعد از ظهر 

۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه یه گوشه اتاق 

۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم 

۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکنه 

۴ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش 

۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره 

۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون 

۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره 

۸ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا 

۹ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق 

10-حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه 

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ #این مطلب واقعیست#


وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .
روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .
یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.
میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”
سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:
” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….
ای کاش این کار رو کرده بودم ……………..”ا

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ آیا با چادر موافقید؟

برای پاسخ به این سوال ابتدا باید محدوده سوال روشن شود که حجاب اجباری یعنی چه ؟ و منظور اجبار در کجا است ؟

یک وقت حجاب بعنوان یک امر عقلائی یا یک امر ایمانی و دینی مطرح است؛ یعنی من می خواهم به طرف مقابلم مسئله حجاب را یا بعنوان یک فکر و اندیشه جدید و برتر معرفی کنم که او هم آنرا بپذیرد، یا بعنوان امری ایمانی و الهی ابلاغ کنم که به آن ایمان بیاورد؛ بدیهی است که ابزار اجبار در این دو محدوده اساسا بی معنا است؛ نه اجبار در اندیشه و فکر؛ و نه اجبار در ایمان و باور، هیچکدام معنا ندارد و امکان پذیر نیست تا بگوئیم شما با آن مخالفید یا موافق ؟!

و یک وقت حجاب بعنوان یک قانون اجتماعی در نظر گرفته می شود؛ یعنی اینکه جدای از بحث اندیشه و ایمان، وارد جامعه ای می شویم که تحت قوانین خاصی اداره می شود و فرض ما بر این است که رعایت حجاب بعنوان یکی از قوانین اجتماعی در این جامعه تعریف شده و به تصویب رسیده است؛ در اینجا نیز سوال از اینکه آیا با حجاب اجباری موافقید یا مخالف سوال صحیحی نیست. زیرا اجبار در اینجا به معنای پایبندی و اصرار بر اجرای قانون است و مخالفت با اجرای قانون، نظری نیست که در میان افراد عاقل و فهمیده طرفدار داشته باشد.
قوانین، هنجارهایی هستند که توسط حکومتها به عنوان اصولی که شهروندان می بایست از آنها پیروی کنند تعریف و ارائه می شود. و هر شیوه رفتاری که قانون را نقض کند جرم محسوب می شود و حکومت علیه کسانی که از قوانین پیروی نمی کنند از ضمانت های اجرایی رسمی استفاده می کند.

مثال عرفی آن که مورد قبول و فهم همگان باشد را در قوانین راهنمائی و رانندگی می توان مشاهده کرد؛ مثلا در ایران قانون اینگونه وضع شده که اتومبیل ها از سمت راست حرکت می کنند؛ به هر دلیلی - خواه درست یا غلط - قانونگذار این سیستم را وضع کرده و به مرحله اجرا گذاشته است و پلیس راهنمائی و رانندگی ضامن اجرای آن بوده و با متخلفین برخورد می کند. اکنون تصور کنید گروهی بیایند و بگویند ما در انگلستان دیده ایم که اتومبیلها از سمت چپ حرکت می کنند، چرا ما را اجبار می کنید ؟ اگرنتیجه این بشود که باید هرکس آزاد باشد هر که خواست از راست حرکت کند و هر که خواست از چپ ! هرگز به نتیجه مطلوبی دست نمیابیم . تا زمانی که قانون این کشور حرکت از سمت راست است، اجبار در اجرای آن درست است و موافقت یا مخالفت گروه های اجتماعی نمی تواند در آن نقشی داشته باشد.

مبنای وضع قوانین

در هر جامعه سالم و متمدنی مجموعه قوانینی حاکم می شود که به تناسب باور ها و عقائد افراد یا نخبگان آن جامعه، خاستگاه وضع آن قوانین متفاوت است؛ مثلا در یک جامعه قوانین کشور بر پایه نظام و اندیشه لیبرالی بنا می شود و در جامعه دیگر بر پایه نظام و اندیشه سوسیالیستی. خاستگاه این نظام ها هر چه باشد و بر هر اندیشه ای استوار باشد - خواه درست یا غلط - وقتی به مرحله قوانین حکومتی آن جامعه رسیدیم، بحث الزام و اجبار در اجرای قانون، امری بدیهی و معقول است . حال اگر خاستگاه قوانین جامعه ای، نظام و اندیشه اسلامی باشد و بر این اساس قوانین آن کشور تنظیم و تصویب شود، از لحاظ ضمانت اجرا، و الزام و اجبار در اجرای آن، با سایر قوانین تفاوتی ندارد، و اِعمال ابزار اجبار در اجرای این قوانین نیز امری بدیهی و معقول خواهد بود.

اگر بحث حجاب را در این مرحله نگاه کنیم که بعنوان یک قانون در حکومت اسلامی تصویب و ابلاغ شده است، اجبار در اجرای آن امری معقول بلکه لازم است. اینجا بحث اندیشه و ایمان نیست. اما باید مبانی و علت حجاب توسط خانواده ها ،مدارس و رسانه ها به خوبی تبیین شود. اگر کسی پرسید که آیا حجاب صحیح است یا خیر باید برای آن موضوع حجاب را روشن کرد . شما می توانید در سایت تبیان مطالب مناسبی پیرامون علت و چرایی حجاب مطالعه فرمائید.

برخی این روزها می گویند اجبار حجاب در ایران و به صورت یک قانون مانند اجبار بی حجابی در برخی کشور هاست .بهتر است سه نمای زیر را مطالعه کنید و خودتان قضاوت کنید که آیا واقعا چنین است :

نمای یکم: آمار ادیان

با نگاهی کوتاه به جمعیت کشورهای مختلف و درصد گستردگی ادیان می‌شود اولین تفاوت را دید. بنا به آمار، مردم جمهوری اسلامی ایران بیش از 98 درصد –یعنی اکثریت قریب به اتفاق- مسلمان هستند و حدود دو درصد دیگر مسیحی و یهودی و... به نظر می‌رسد انشای قانون بر اساس دستورات دینی که تقریبا همه‌ی مردم، پیرو آن دین هستند امری طبیعی و مقبول است. اما در کشورهای دیگری که منع حجاب کرده‌اند درصد اقلیت مذهبی متفاوت است. مثلا فرانسه بیش از 7 درصد مسلمان دارد و عجیب‌تر این که ترکیه بیش از 90 درصد مسلمان را در خود جای داده است!

ماجرای ترکیه و کشف حجاب "آتا ترکی"اش هم همان حکایت کشف حجاب رضا خانی ایران است که در ایران ِ مسلمان شکست خورد اما در ترکیه‌ی مسلمان موفق شد!(مدتی است ترکیه قانون منع حجاب را برداشته اما هنوز مذهب این کشور لائیک است!)
داشتن پوشش در هیچ دینی منع نشده. اقلیت ایرانی بابت قانون حجاب، لازم نیست تا دستوری از دستورات دینشان را ترک کنند اما در مقابل، مسلمانان کشوری که حجاب را ممنوع کرده، بابت قانونی که در هیچ دینی -ولو ساختگی و تحریف شده- وارد نشده، مجبور به ترک یکی از ملزومات دین شان می‌شوند!

نمای دوم: مغایرت با دین

با کمی دقت مشخص می‌شود که دستور منع حجاب، دستوری است که مستقیما با یکی از دستورات کلیدی اسلام مغایر و در تضاد است اما رعایت حجاب در تضاد با هیچ یک از دستورات دینی مسیحیان و یهودیان و زردشتیان و... نیست! عبارت دیگرش می‌شود این که داشتن پوشش در هیچ دینی منع نشده. اقلیت ایرانی بابت قانون حجاب، لازم نیست تا دستوری از دستورات دینشان را ترک کنند اما در مقابل، مسلمانان کشوری که حجاب را ممنوع کرده، بابت قانونی که در هیچ دینی -ولو ساختگی و تحریف شده- وارد نشده، مجبور به ترک یکی از ملزومات دینشان می‌شوند! بی شک این اقدام در مغایرت روشنی با آزادی ادیان است. صورت مثالی این قانون این است که در کشوری مثل ایران رفتن مسیحیان به کلیسا یا انجام فرایض دینی‌شان منع شود که چنین نیست!

نمای سوم: جنبه‌ی بشری

اگر از جنبه‌ی الهی دستورات و بحث دینی فاصله بگیریم و تنها به وجهِ بَشَری قوانین و دستورات برگردیم می‌توانیم تفاوت دیگری را نیز ببینیم. نداشتن حجاب موجب آسیب‌های مختلفی در جامعه و در رابطه با افراد می‌شود. البته در مورد مقدار و چه‌گونگی آن اختلاف زیاد است اما در اصلش نه. در مقابل، داشتن حجاب منافعی انکار ناپذیر برای محجوب و جامعه‌ی محجوبین دارد. با بررسی افرادی که به واسطه‌ی حجاب به «دین حجاب» روی آورده‌اند و حتا کسانی که بدون تغییر دینشان از دستور خاصِ حجاب به جهت ایجاد مصونیت اجتماعی پیروی می‌کنند گواه بر این مدعاست!(در همین مدت اخیر چند خواننده‌ی زن از روسیه و لبنان و... پوشش حجاب را برای ایجاد راحتی و مصونیت برگزیدند!)

قانونی که مصالحی بشری را در بر داشته باشد، در جامعه‌ی غیر دینی و بر اساس اصولِ اُمانیستی(بشر محورانه) و ماتریالیستی(مادی گرایانه) –نیز- پذیرفته است. شاهد بر این مدعا قوانین دانشگاه آکسفورد و مجامع علمی دیگر در کشورهای غیر اسلامی در مورد منع استفاده از لباس‌های باز و محرک است که در واقع مدلی است از همان قانون حجابِ خودمان؛ البته با حد و حدودی دیگر که این هم ناشی از همان اختلافی است که بین فرهنگ‌های مختلف دنیا در مورد "کم" و "کیف" پوششِ مفید است .در کشور ما حد لازم حجاب، حد اقلِ پوششی است که دین خواسته اما چون چنین معیاری پیش روی آکسفورد و غیر از آن نیست، حد آن را با توجه به سنجش و علم خود تعیین می‌کنند.
منابع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله مکارم شیرازی - مجله ی الکترونیکی چارقد

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ پیامدهای آزادی جنسی

غریزه ی جنسی یکی از نیرومندترین غریزه های بشری است که در دوران بلوغ، نمود ویژه ای دارد و بر جسم و جان جوان سایه می افکند. در دوران بلوغ، دختر و پسر در خود، احساس کمبود می کنند و می پندارند این کمبود با گرمای محبّت جنس مخالف، جبران و با مهر و عطوفت او به آرامش بَدَل می شود. بنابراین، باید برای ارضای این غریزه ی طبیعی و نیرومند، چاره ای اندیشید و راه درست را برگزید. در جامعه ی غرب که بر اساس نظریه ی افرادی همچون فروید و راسل، آزادی جنسی بی قید و شرط و شهوترانی را پذیرفته است، آمار فرزندان نامشروع بی سرپرست، نوزادان پیدا شده در زباله دانیها و توالتها، کورتاژها، قتلها و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی ناشی از آزادی جنسی روز به روز در حال افزایش است.
آتش

با این حال، اگر از همه ی گناهها چشم بپوشیم، با این فاجعه ی بزرگ چه کنیم که زن به توپی شهوانی بَدَل گشته است که هر لحظه میان نگاه شهوانی هزاران مرد شهوت ران دست به دست میگردد.([1]) با بازیچه شدن زندگی پر از آمال و اهداف انسان و فراموش گشتن راه کمال و تعالی، چه میتوان کرد؟ دنیای غرب، انسان آزاد و شرافتمند را اسیر، ذلیل و دربند لذّتجوییهای زودگذر کرده است. اگر غرب دست کم در کامجویی های جنسی و ارضای کامل شهوت های انسانی ـ و به گفته ی فروید برای حل عقده های روانی و پدید آوردن عشق و محبّت ـ موفّق می شد، باز میتوانست ادعای پیروزی کند، ولی در همین زمینه نیز با مشکلهای فراوان رو به رو است. شهید مرتضی مطهری در این باره میگوید: در مورد غریزه ی جنسی و برخی غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند و طبیعت را هرزه و بی بندوبار می کند. در این مورد هرچه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش می یابد.

اینکه راسل میگوید: «اگر پخش عکسهای منافی عفّت مجاز شود، پس از مدّتی مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد»، شاید درباره ی یک عکس بالخصوص و یک نوع بی عفّتی بالخصوص صادق باشد، ولی مطلقاً در مورد همه ی بی عفّتی ها صادق نیست; یعنی از یک نوعِ خاصِّ بی عفّتی، خستگی پیدا می شود، نه بدین معنی که تمایل به عفاف، جانشین آن شود، بلکه بدین معنا که آتش و عطش روحی زبانه می کشد و نوعی دیگر را تقاضا می کند و این تقاضاها هرگز تمام شدنی نیست. راسل در «کتاب زناشویی و اخلاق» اعتراف می کند که عطش روحی در مسایل جنسی غیر از حرارت جسمی است. آنچه با ارضا تسکین می یابد، حرارت جسمی است نه عطش روحی.([2])
برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعی را می میراند و طبیعت را هرزه و بی بندوبار می کند. در این مورد هرچه عرضه بیشتر گردد، هوس و میل به تنوّع افزایش می یابد.

ویل دورانت در کتاب «لذّات فلسفه» درباره ی پیآمدهای آزادی جنسی میگوید: در زیر عوامل سطحی طلاق، نفرت از بچه داری و میل و تنوّع طلبی، نهان است. میل به تنوّع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است، ولی امروزه به سبب اصالت فرد در زندگی نو و تعدّد محرّکات جنسی در شهرها و تجاری شدن لذّت جنسی، دو برابر گشته است.([3])

همچنین در جای دیگر می گوید: فساد پس از ازدواج بیشتر محصول عادتهای پیش از ازدواج است.([4])

حال باید دید راه حل درست برای کنترل و ارضای این غریزه و پیشگیری از ایجاد و افزایش روابط نامشروع چیست؟

استاد مطّهری در بیان راه حل می گوید: به عقیده ی ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است; یکی، ارضای غریزه در حدّ حاجت طبیعی و دیگر، جلوگیری از تهییج و تحریک آن.([5])
گل پژمرده

درباره ی راهکار نخست بایدگفت: «اسلام برای ارضای صحیح مسایل جنسی، ازدواج دایم و در صورت مهیّا نبودن شرایط آن، ازدواج مدّت دار و موقّت را (با توجّه به ضوابط و شرایط شرعی([6]) و رعایت جوانب اخلاقی) توصیه کرده است. اسلام اصرار فراوان دارد که محیط خانوادگی، آمادگی کامل برای کامیابی زن و شوهر از یکدیگر داشته باشد و زن یا مردی که از این نظر کوتاهی کند، مورد نکوهش صریح اسلام قرار گرفته است. اسلام اصرار فراوانی به خرج داده است که محیط اجتماع، محیط کار و عمل و فعّالیّت است. بنابراین، از هر نوع کامیابی جنسی در آن محیط باید خودداری شود. فلسفه ی تحریم نظر بازی و تمتّعات جنسی از غیر همسر قانونی و همچنین فلسفه ی حرمت خودآرایی و تبرّج زن برای مرد بیگانه همین است.

اگر بتوانیم تصوّر کنیم که اتّحاد روح زن و شوهر و عواطف صمیمانه ای که احیاناً تا آخرین روزهای پیری ـکه غریزه ی جنسی فعالیتی ندارد ـ باقی است، برای زندگی ارزش بیشتر و بالاتری دارد. همچنین اگر بتوانیم تصوّر کنیم که لذّت یک مرد از مصاحبت همسر مشروع و وفادارش با لذّتی که از مصاحبت یک زن می برد، تفاوت دارد، کوچکترین تردیدی نخواهیم کرد که برای بهره مندی از مسرّت و آرامش بیشتر لازم است عواطف جنسی افراد را به همسر قانونی محدود کنیم و محیط و کانون خانواده را به این کار و کوشش اجتماع بزرگ را به کار و فعالیّت اختصاص دهیم.

مطلب مهمتر، جنبه های اجتماعی ازدواج است. ازدواج و تشکیل کانون خانوادگی، ایجاد کانونی برای پذیرش نسل آینده است و سعادت نسلهای آینده به وضع اجتماع خانوادگی بستگی کامل دارد».([7])
تماشای صحنه های تحریک آمیز مانند: فیلم و عکس، خواندن داستانهای تهیج کننده و برخوردهای آزاد و بی حدّ و مرز دختر و پسر، در لغزش و غوطه ور شدن جوانان در گرداب آلودگی، نقش دارد.

بنابراین، چون انسان زنده است و باید زندگی کند و زندگیِ سرشار از غریزه، عاطفه و نیاز انسانی بدون داشتن شریک و همسفر ممکن نیست، همسر قانونی و دایمی انسان بهترین همراه، همدل و پشتیبان لحظه های تنهایی و زداینده ی خستگیهای روحی خواهد بود. حال اگر پاسخگویی به مسایل غریزی از این راه (ازدواج دایم یا موقت) برای جوانی ممکن نیست، باید عفّت ورزد و با ایمان و اعتقاد، از عفاف و طهارت روح وجسم خویش نگهداری کند.

ازدواج

در اینجا، نقش راهکار دومی که شهید مطهری(رحمهم الله) فرموده است، بیشتر روشن می شود; زیرا در این وضعیت، جوان باید خود را از انواع محرّکها و تهیّج ها دور نگه دارد.پس دختران و پسران جوان و مجرّد باید بکوشند تا حدّ امکان، اندیشه ی خود را از این گونه محرکها دور نگاه دارند. با پرهیز از برخورد زیاد و مختلط با جنس مخالف به ویژه در محیطهایی که اصول اسلامی در آن رعایت نمی شود، زمینه های گناه و پدید آمدن روابط نامشروع را می توان از بین برد.([8]) ما نمی خواهیم منکر فشار های جنسی در این سنین باشیم اما این موضوع دلیل برآن نیست که خود شخص هم به عنوان یک عامل چنین مسائلی را تشدید کند و به جای کسب ارتقاء و پیشرفت ،غرق در مسائل جنسی و نیاز های غریزی باشد. باید به این نیاز نیز در حکم دیگر خواست های خود نگریست و زمینه را برای به حاشیه سپاری آن تا زمان مناسب فراهم کنید. 
پی نوشتها

[1]. اسلام و ارضای غریزه ی جنسی، محمدرضا امین زاده، قم، انتشارات در راه حق، 1377، چ 1، ص 7.

[2]. مسأله ی حجاب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، 1374، چ 42، صص 113 و 114.

[3]. لذّات فلسفه، ویل دورانت، نشر دانشجویی، ص97.

[4]. همان، ص 94.

[5]. مسأله ی حجاب، ص 120.

[6]. ر.ک: توضیح المسائل مراجع عظام، کتاب نکاح.

[7]. اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، صص 47 و 48.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ زنان حسودترند یا مردان

تفاوتهای روانشناسی و بیولوژیکی زنان و مردان
تفاوت زن و مرد

تفاوتهای بیولوژیکی

نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند. 

بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند. 

مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

تفاوتهای روانشناسی
تفاوت زن و مرد

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند. زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .

مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ گفتگوی کفن با مُرده(طنز)

آهای حاجی پاشو چه وقت خوابه

پاشو دیگه وقت حساب کتابه

هو، نگو این کیه که آزار داره

پاشو ببین کفن با هات کار داره!

چه هیکلی زدی به هم، آفرین

چش نخوری، قد و برم آفرین
بی‏خودی زور نزن دیگه تو مُردی

چن ساعتی می‏شه که جون سپردی
حالا دیگه وقت حساب کتابه

داد نزنی مُرده ی زیری خوابه

مُرده‏ی زیری آدمی خلافه
تیزی باهاش دَفنه تو غلافه
قاط بزنه تیزی رو وَر می‏داره

می‏زنه و بابا تو در میاره
یادت میاد چه روزگاری داشتی

چه اسکناسا که روهم می‏ذاشتی؟
هی اسکناس می‏ذاشتی رو اسکناس
اونم با پول رشوه و اختلاس
می‏گفتی یک وعده غذا کافیه

صرف غذا باعث علافیه!

می‏گفتی یک آدم با کیاست

باید کُنه تو زندگی قناعت

لباس ده سال پیشت تنت بود

هم تن تو هم تن اون زنت بود

بعد شعار ضد صهونیستی

سر می‏دادی شعار ساده زیستی!

می‏گفتی آدمی که ساده زیسته

نمره زندگیش همیشه بیسته

لباس وصله‏دار تنت می‏کردی

هزار تا نفرین به زنت می‏کردی

می‏گفتی روسری برات خریدم

نمی‏دونی چه زحمتی کشیدم

فقط یادت باشه به هر بهونه

باید هف هش سالی سرت بمونه

عروسی و عزا سرت کن خانوم

خلاصه هر کجا سرت کن خانوم

زیاد نشورش یهو رنگش می‏ره

رنگ گل سرخ و قشنگش می‏ره

هَف هَش سالی با روسریت صفا کن

تو این هف هش سال حاجیتو دعا کن

الگوی مصرف که نداشتی حاجی

هر چی که داشتی جا گذاشتی حاجی

خیال نکن دنیا هنوز همونه

پشت سرت نفرین این و اونه

تو شیشه کردی خون هر فقیرو

چقد بیچوندی مردم اسیرو
خیال نمی‏کردی یه ذره هیچم
یروز منم دور تنت بپیچم!
مصرف کارای بدت زیاد بود
خیلی کارات قابل انتقاد بود
یادت میاد همسایه‏تون نون نداشت

حتی پول دوا و درمون نداشت؟
یادت میاد گفتی به من چه ول کن
این آدما رو زنده زنده گِل کن؟
ببین همون همسایه صبورت

خاک داره با بیل می ریزه تو گورت!

یکی نبود بهت بگه که بسه

خدا همیشه جای حق نشسته؟

یادت نبود فشار قبری هم هس

خورشید حقی پشت ابری هم هس؟

هیچکی بهت نگفت فلانی مُرده؟

نکیر و منکر به گوشت نخورده؟

نکیر و منکر دوتا بی‏گناهن

پیام دادن دارن میان، تو راهن!

اهل مزاح و رشوه خواری نیستن

اونجوری که تو دوس داری نیستن

تو مَرد نیستی تو شبیه مَردی

چرا که اصلاً کار خوب نکردی

کاری که اینجا دستتو بگیره

البته این حرفا واسه تو دیره!

اونقدِ حرص مال دنیا خوردی

تا آخرش سکته زدی و مُردی

کاش واسه پول دلت پُر از غم نبود

مصرف انسانیتت کم نبود

جمشید محمدی مقدم «حامی»

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ آخر بازی چی میشه

تو این لینک میتونید ww رو ببینید





http://mscwar.branzone.com/WW/dorf2.php






nazaretoon chie

 

فصل اول مقدمه

- آخر بازی چیست؟
آخر بازی زمانی است که ناتار ها تخمریزی میکنند. که حدودا 300 روز بعد از آغاز سرور است. (100 روز برای سرورهای سریع)

- ناتارها چه کسانی هستند و چرا در سرور ظاهر خواهند شد؟
ناتارها قبیله ای هستند که به صورت اتوماتیک توسط Travian Developer ها کنترل میشوند و هدف از ظاهر شدن آنها تمام شدن سرور است. ناتارها پس از 300 روز در 14 دهکده تخمریزی خواهند کرد. آنها به جز پایتخت خود 13 دهکده دارند که 12 تا از آنها به صورت مساوی و تصادفی در هر 4 ربع بازی قرار میگیرند (هر ربع 3 دهکده ناتار) و یکی از آنها در نزدیکی (0 و 0) قرار خواهد گرفت. پایتخت ناتارها همیشه در (400و400) و یا نزدیکترین جای ممکن که دهکده ای نیست،خواهد بود. اتحادی که بتواند یکی از دهکده های ناتارها رو تسخیر کنه و توی آن عمارت جادو (WW) رو بسازه و آن را زودتر از بقیه به لول 100 برسونه برنده سرور خواهد بود.

- WW چیست؟
WW عمارتی است که باید ساخته شود تا یک اتحاد پیروز شود. ساختن این عمارت بسیار پر هزینه بوده (در این لینک میشه هزینه ساختن اونو دید)
http://help.travian.us/index.php?type=faq&mod=382
و کسی به تنهایی نه از ساختن آن بر می آید و نه از دفاع کردن آن در مقابل مهاجمین چون دفاع از WW نیازمند میلیونها نیروی دفاعی خواهد بود.

- اگه کسی نتونه WW رو به لول 100 برسونه چی میشه؟
اگه بازی زیاد طول بکشه، اونوقت خود سرور میتونه بازیو بدون برنده اعلام کنه و یا ناتارها خودشون WW رو بسازن و بازیو ببرن!

- GG و GW چیست؟
منظور از GG انبار گندم بسیار بزرگ و منظور از GW انبار بسیار بزرگ است که این ساختمانها را فقط در WW میشه ساخت.

- خزانه چیست؟
اگه خزانه لول 1 داشته باشی میتونی ببینی دهکده های نقشه ناتارها کجا آزاد شدن. اگه لول 10 باشه میتونی به ناتارها حمله کنی و نقشه ساختمان WW رو بدزدی حالا اونم شرایط خودشو داره که تو فصل سوم توضیح داده میشه.

 

فصل دوم اتحادها

- متا چیست؟
از اونجایی که ww نیازمند دفاع و منابع بسار زیادی هست بنابراین ممکنه در اواخر بازی چند اتحاد با هم متحد شوند تا از یک یا چند ww دفاع کنند. این اتحادها گذشته یکسانی نداشته اند و بال هم محسوب نمی شده اند. بنابراین به آنها متا گفته می شود.

- آیا متاها میتوانند به صورت ضربدری هم در دو ناحیه باشند؟
فرق متا با اتحادیه ها در اینه که، اتحادیه ها باید بتونن به هم در مقابل هجوم دشمنان یا حمله به دشمنان کمک کنن. ولی متاها فقط میخواهند که به ww کمک کنند و به دشمن به صورت از پیش هماهنگ شده حمله کنن. و از اونجاییه که سرعت تو آخر بازی مهم نیست، پس فاصله متاها هم از هم مهم نیست.

- روزی بیشتر از یک ساعت تولید میشه به ww فرستاد؟
شما هر چقدر بخواهید میتونید به ww منابع بفرستید و اونجا دیگه mh کسی رو مواخذه نمیکنه وگرنه خیلی از نیروهای دفاعی توی ww از گرسنگی میمردند.

 

فصل سوم اطلاعات مربوط به دهکده ها و نقشه های WW

اطلاعات مربوط به دهکده های WW
- هیچکدوم از 13 دهکده WW، دیوار و قصر و اقامتگاه ندارند. پس حملات رو برای تسخیر این دهکده ها بدون دیوارکوب و منجنیق انجام بدید وگرنه کلی ضرر میکنین.
- توی WW پس از تسخیرش هیچ طلایی نمیشه استفاده کرد. تعدیل منابع و ساخته شدن در لحظه اونجا وجود نداره. ولی در یک لحظه میشه دو تا لول از WW ها رو به صورت آماده باش برای ساخت داشت. (98 داره ساخته میشه و 99 و 100 آماده باش هستند)
- نیروهای در WW نصف حالت عادی غذا می خورند پس هر دو سرباز یک گندم مصرف می کنند.
- WW وقتی به لول 1 میرسه میشه روش اسم گذاشت.

- ارتش ناتارها در WW
در تمامی سرورها ارتش ناتارها برای دفاع از WW این بوده:
http://travian-reports.net/us/raport.php?id=a95b4aa08
ولی به جز Travian Developer ها کسی نمیدونه که قدرت هر نیرو چقدره. ولی تجربه نشون داده که با یک ارتش 50 هزار نفری (50 هزار غذا میخورند) (بسته به نژاد ممکنه بیشتر) میشه WW را تسخیر کرد. ارتش بزرگتر از این بفرستین که چه بهتر.
کسایی برنده سرور خواهند بود که بدونن چه کسی در چه زمانی به کجا حمله کنه، حتی قبل از تخمریزی ناتارها.

- دهکده های نقشه WW
- این دهکده ها 1 تا 2 هفته بعد از دهکده های WW تخمریزی میکنند و مقدار ارتش دفاعیشونم همونقدره. و به صورت رندم در هر 4 ربع پخش میشن ولی هر ناحیه یک حداقلی رو خواهد داشت.

- چرا دهکده های نقشه WW مهم هستند.
دهکده های نقشه WW خیلی مهم هستند زیرا توسط اوناست که میشه WW رو توی دهکده WW ساخت. کسی که مالک دهکده WW است توسط یک نقشه WW میتونه WW رو تا لول 50 بالا ببره ولی برای ادامه اون تا لول 100 یه نفر دیگه توی دقیقا همون اتحاد باید یه نقشه WW دیگه رو داشته باشه.

- چطوری نقشه WW رو از ناتارها یا یک بازیکنه دیگه بدزدیم؟
1- بازیکنی که میخواد نقشه WW رو بدزده باید تو شهری که از اون میخواد حمله کنه یک خزانه لول 10 داشته باشه.
2- خزانه ای که الان توش نقشه WW ازش محافظت میشه باید خراب شه
3- قهرمانی که از شهری که خزانه لول 10 داشته و به خزانه حریف حمله کرده باید بعد از اینکه خزانه حریف خراب شد از اون جنگ جون سالم به در ببره چون این فقط قهرمانه که میتونه نقشه WW رو بدزده. حمله هم باید روی مد عادی باشه.

همه این کارارو یه نفر میتونه انجام بده و یا اینکه 3 نفر و هر مرحله رو یکی انجام بده

 

فصل چهارم ویژگیهای دیگر

- شباهتهای بین دهکده های ww و دهکده های نقشه ناتارها:
1. هر جفتشونو میشه تسخیر کرد
2. جفتشون نیروهای تدافعی هم اندازه ای دارند.
3. هیچ کدومشون دیوار، اقامتگاه یا قصر ندارند

- تفاوتهای بین دهکده های ww و دهکده های نقشه ناتارها:
1. توی دهکده های ww میشه ww ساخت ولی تو دهکده های نقشه ناتارها نمیشه
2. بعد از تسخیر، توی دهکده های ww نمیشه طلا استفاده کرد ولی اگه کسی دهکده های نقشه ناتارها رو خواست تسخیر کنه میتونه توش طلا هم استفاده کنه.
3. دهکده های ww رو باید تسخیر کرد ولی دهکده های نقشه ناتارها رو لزومی نداره تسخیر کنی چون توش پر از مخفیگاهه و بی ارزشه.

- حملات ناتارها
ناتارها فقط از پایتخت خودشون حمله میکنن و فقط هم به ww حمله میکنند. 1 بار پایتخت همه رو جاسوسی میکنند ولی حتی اگه بهشون هم حمله کنید بهتون حمله نمیکنند. ناتارها هر 5 لول که از لول 5 ww شروع میشه به ww حمله میکنن تا زمانی که ww برسه به لول 95 که از اونجا هر 1 لولی که ww بالا بره بهش حمله میکنن. (یعنی 95و96و97و98و99)
حمله ناتارها در دو موجه. موج اول پاکسازیه که برای تضعیف نیروهای تدافعیه. موج دوم شامل منجنیق + نیروهای کافی برای پشتیبانیه که هدفشم فقط لول ww است.

-پایتخت ناتارها
یک دژ غیر قابل تخریب سعی نکنید که به پایتخت ناتارها حمله کنید یا جاسوسی کنید چون اونجا بینهایت تله داره که اصلا پر نمیشن و نیروهاتونو برای همیشه از دست خواهید داد.

- فرستادن دفاع برای ww هایی که دشمن قراره تصرفشون کنه!
ایده خیلی خوبیه! ولی امکان پذیر نیست چون ناتارها نیروهای تدافعی رو سریع برمیگردونن.

 

فصل پنجم: استراتژیها – نقشه ها و انتخاب نژاد

- چیکار کنم تا نقشه ام دزدیده نشه
اگه فکر میکنین که میتونین نقشه WW رو یه جا نگه دارین و از همون دهکده دفاع کنین خیلی زود یه بازنده خواهید بود. بازیکن باید تو خیلی از دهکده هاش خزانه لول 10 داشته باشه تا بتونه سریع نقشه رو جابجا کنه و یک قهرمانقهرمان زنده داشته باشه و از طلا خیلی استفاده کنه تا اگه خزانه ها خراب شدن سریع اونارو بسازه تا بتونه جابجا کنه.

- چه نژادی بهترین نژاد برای دفاع از WW است؟
جواب درستی نمیشه به این سوال داد. تمامی نژادها تا حالا مدافع WW بوده اند و سرور رو هم برده اند.
اگه حریف یک ارتش بزرگ با تعداد دیوارکوب قابل توجهی داشته باشه اونوقت دیوار رومیها با کمترین تلاشی فرومیریزه و ضعیفترین نژاد برای دفاع از WW خواهد بود. اگه نه اونوقت رومیها با استفاده از قدرت دیوارشون بسیار قدرتمند خواهند شد.
از اونطرف توتن ها دیوارشون استحکام بیشتری داره و البته قدرت کمتر . اگه شما مجبور باشین پشت سر هم پس از یک حمله دیوار رو برای رومیها upgrade کنین اونوقت زمان رو از دست خواهید داد. هر ثانیه ماراتن WW ارزشمنده. گاول ها هم نژاد بینابینی در این مورد هستند.
توی سرورهای جهانی بیشتر از توتن استفاده می کنند و به نظر برخی لیدرهای اتحادها این مساله که توتن باید مدافع باشه به عنوان قانون تعریف شده است.

 

فصل ششم استراتژی حمله

-یه ایده خوب اینه که ببینی ناتارها کی به کدوم ww حمله میکنن و تو از اونها به عنوان موج پاکسازی استفاده کنی و دقیقا نیروهای هجومیتو بعد از حمله ناتارها روی ww حریف بنشونی.

- همر چیو باید بزنه تو ww ؟
- جواب gw است زیرا برای ساخت اون زمان بیشتری نسبت به ww لازمه. دلایل دیگه ای هم هست که وقتی ww به لول 40 یا 60 میرسه دیگه کاتاها زیاد نمیتونن لول ww رو پایین بیارن . ولی gw چون لولش 20 است راحت تر پایین میاد. ولی زمانی که ww نزدیک 98 میشه دیگه باید ww رو نشونه رفت چون 99 و 100 رو میشه در حال آماده باش نگه داشت.

 

فصل هفتم حمله و دفاع

دفاع:
دفاع رومیها: فقط محافظ
دفاع گاولها: در ابتدای دوران ww فقط سربازهای ساده ها به عنوان دفاع در ww قرار میگریند ولی پس از مدتی از اونجاییکه کاهنهای سواره بهترین اسبهای دفاعی هستند اونا هم به ww به عنوان مکمل محافظ اضافه میشن. اگه دفاع کم بود تو ww اونوقت شوالیه گولها هم ارسال میشن.

دفاع توتنها: نیزه دار.
اگه دفاع کم بود تو ww اونوقت دلاورها هم ارسال میشن.
قهرمانقهرمان: قهرمان قهرمانو اگه واسه حمله نیاز ندارین بفرستین به ww
مهاجر: با توجه اینکه هم دفاع در مقابل پیاده نظامش هم سواره نظامش 80 است، توی ww میتونه قرار بگیره.

حمله:
رومیها: شمشیرزن+ شوالیه سزار + دژکوب+ منجنیق+ قهرمانقهرمان
گاولها: شمشیرزن+ شوالیه گول+ دژکوب+ منجنیق+ قهرمانقهرمان

توتنها: گرزدار+ شوالیه توتن+ دژکوب+ منجنیق+ قهرمانقهرمان
یا
تبرزن+ شوالیه توتن+ دژکوب+ منجنیق+ قهرمانقهرمان
و یا
گرزدار+ تبرزن+ شوالیه توتن+ دژکوب+ منجنیق+ قهرمان قهرمان

اگه هر چقدر هم ارتشتون بزرگ باشه مشکل گندم پیدا نمیکنید و کسی هستید که میتونین بدون توقف توی پادگانتون گرزدار تولید کنین. از اولی استفاده کنین که قدرتش با توجه به سریع ساخته شدنش بیشتر از تبرزن است ولی خیلی مصرف گندمش بالاست.
اگه اینطور نیس از دومی استفاده کنین. حالت سوم هم حالت بینابینه. معمولا توتنها دومی رو انتخاب میکنن.

 

فصل هشتم ساختن WW

2 روش برای ساختن WW وجود داره

1. روش اول داشتن ساختمان هایی که منابع رو حفظ می کنند که اول Garnary ، Warehouse و بعد GW , GG.
در واقع روش اول این رو بیان می کنه که باید فضا و جای کافی برای منابع وجود داشته باشه تا کسی که دارنده ww هست اون رو بتونه تا لول 100 بدون توقف بسازه

2- روش دوم برای کسی که دارنده ww هست اینه که باید با گذشت زمان و بر طبق پیشرفت منتج شده هم ww و هم منابع را ارتقا دهد این استراتژی این رو بیان می کنه که دارنده ww باید زمانی که می تونه ww رو ارتقا بده و وقتی که نیاز داره انبارها رو ارتقا بده.

معایب و مزایایی برای هر کدوم از روشها وجود داره.
مزیت روش اول : اینطوری وقتی که شروع به ساختن WW میکنید دیگه بدون توقف جلو میرین و همچنین میتونین کل دفاع مورد نیاز رو جمع کنید.
ایراد روش اول : این طوری اعضای اتحاد میبینن که لول WW اونها جلو نمیره در حالیکه لول WW بقیه داره جلو میره و این ممکنه به لحاظ روحی به اتحاد آسیب برسونه که روحیه توی ماراتن WW بسیار مهمه.

مزیت روش دوم : این طوری اعضای اتحاد میبینن که لول WW اونها داره جلو میره که از نظر روحی خیلی خوبه. و البته درسته اینطوری ممکنه بهش حمله شه ولی وقتی یک متا، دو تا WW داشته باشه اونوقت میتونه کمی مطمئن باشه که به WW دوم حمله نمیشه.
ایراد روش دوم : محدود بودن ساختمان های منابع اجازه نمی دهند که مقدار زیادی نیروی دفاعی و منابع نگه داشته بشند و اونوقت اگه زیاد بهش حمله شه، اونوقت مساله به یک معضل تبدیل میشه.

هر دو روش تو سرورهای مختلف دیده شده اند پس باید به دقت روش رو انتخاب کرد.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: تراوین
    پيام هاي ديگران()   لینک


+  

داستان کتیبه ها

نفسها در سینه ها حبس شده، خبر کشف کتیبه های در خرابه های قدیمی همچون آتشی که کل جنگل را فرا میگیرد، در حال پخش در جهان تراوین است، صاحبنظران و باستان شناسان شب و روز ندارند و مدام در حال کند و کاو در خرابه هایی هستند که از یک تمدن منقضی شده خبر می دهند. اگر این داستانها صحت داشته باشند، گنجینه های بسیار قدرتمند و با ارزشی در این محل ها پیدا شده است. شایعاتی در مورد کتیبه های یافت شده وجد دارد و آنها را به نژاد افسانه ای ناتارها نسبت می دهند. ترس مردم تراوین را فراگرفته و بسیاری از مردم می گویند که افسانه ها در مورد این کتیبه ها چنین است که آنها در زمانهای قدیم باعث به بردگی کشیدن اجدادشان در دنیای تراوین باستان بوده است، ولی برخلاف آنها صاحبنظران ادعا می کنند که این کتیبه ها فقط در راه پیشرفت می توان استفاده کرد.

حفاری ها کمتر شده است. شایعاتی در مورد موجوداتی خطرناک که در تاریکی شب به اطراف می خزند، شنیده می شود. حتی بعضی ها می گویند خود ناتارها هنوز وجود دارند و از کتیبه هایی که هنوز کشف نشده اند نگهبانی می کنند.

برخی از فرماندهان پیشنهاد می کنند که باید قهرمان قهرمان به همراه لشکریان راهی خرابه ها شوند و این کتیبه ها را قبل از این که بدست افراد نادرست بیفتد پیدا کرد. برخی ها ادعا می کنند اگر کسی شانس این رو داشته باشد که یکی از این کتیبه ها را بیابد، می توان به قدرتی که زمانی خود ناتارها داشتند، دست یافت.


پیش نیازها

برای بدست آوردن یک کتیبه شما به یک قهرمانقهرمان و یک خزانه خالی نیاز دارید. از این به بعد قادر خواهید بود خزانه را تا سطح 20 ارتقا دهید. و همچنین خواهید توانست آن را در پایتخت نیز بسازید. ولی در دهکده شگفتی جهان نمی توانید خزانه بسازید.

به محض اینکه خزانه ای را که کتیبه دارد را تخریب کردید، می توانید با یک حمله (عادی نه غارت) که قهرمانقهرمان شما نیز باید در آن شرکت داشته باشد، کتیبه را بدزدید. وقتی کتیبه ای را بدست آوردید، 24 ساعت طول می کشد تا اهالی دهکده اطلاعات آنرا خوانده و قادر به استفاده از این اطلاعات باشند، که قدرت خارق العاده ای به شما خواهد داد.
.


نحوه تاثیر کتیبه ها

نحوه تاثیر کتیبه ها در زیر دسته بندی شده است. برای هر یک از این گروهها 4 کتیبه ثاثیر کلی خواهد داشت (بر روی کل اکانت) و 6 نوع کتیبه فقط بر روی دهکده ای که کتیبه در آن قرار دارد موثر خواهد بود.
بعلاوه یک کتیبه منحصر برای هر یک از این گروهها وجود دارد (بجز برای انبارها).

استثناها:
"ساختمانهای مقاومتر" = قدرت آن برای کل اکانت موثر خواهد بود، فقط نوع کتیبه بر میزان این قدرت تاثیر دارد.

"کتیبه احمق ها" = 10 نوع متفاوتی از اینها وجود دارد که هر 24 ساعت تاثیر آنها تغییر پیدا می کند.


محل قرارگیری کتیبه ها

کلیه کتیبه ها بطور مساوی در کل نقشه پراکنده خواهند بود، 7 کتیبه منحصر بفرد در نزدیکی نقطه 0و0 قرار خواهند گرفت.


زمان

همه کتیبه ها همزمان و بعد از حدود 120 الی 180 روز بعد از شروع سرور به بازی اضافه خواهند شد.
در سرور اسپید این زمان به یک سوم کاهش خواهد یافت .



دسته بندی کتیبه ها

ساختمانهای مقاومتر:
همه ساختمانها 2 تا 3 برابر مقاومتر خواهند بود ( اگر کتیبه منحصر بفردش را داشته باشید، 5 برابر )

سرعت نیروها:
نیروهای شما 1.5 تا 2 برابر سریعتر حرکت خواهند کرد ( 3 برابر با کتیبه منحصر بفرد آن )

کاهش مصرف غذا:
مصرف گندم کل دهکده های اکانتی که صاحب کتیبه است به 75% کاهش خواهد یافت و در دهکده ای که کتیبه در آن قرار دارد، مصرف غذا نصف خواهد بود. (با داشتن کتیبه منحصر بفرد آن مصرف غذا در همه دهکده های اکانت نصف خواهد بود)

تربیت سریعتر نیروها:
نیرو ها 25% سریتعر ساخته خواهند شد ( در کل اکانت ) و 50% ( در دهکده ای که کتیبه قرار دارد ) و 50 % برای کل اکانت در صورت داشتن کتیبه منحصر بفرد.

نقشه ساخت انبار بزرگ و انبار غذای بزرگ:
در دهکده ای که نقشه ساخت انبار بزرگ یا انبار غذای بزرگ را دارید، می توانید آنها را بسازید. با داشتن کتیبه ( تا زمانی که کتیبه را در دست داشته باشید )، می توانید این ساختمانها را در همه دهکده ها بسازید.

مخفیگاه بزرگ و هدفگیری تصادفی:
مخفیگاه ها، 100 برابر ظرفیت بیشتری خواهند داشت ( در کل اکانت ) ، 200 برابر ( در دهکده کتیبه ) و 500 برابر در کل اکانت در صورت داشتن کتیبه منحصر بفرد آن.
در دهکده های تحت تاثیر قدرت این کتیبه منجنیق ها فقط می توانند بصورت تصادفی هدفگیری کنند ( بجز شگفتی جهان و خزانه )

کتیبه احمق ها:
این کتیبه ها هر 24 تاثیرشان عوض می شود، ممکن است تاثیرشان مفید یا زیانبار باشد، بُرد ناثیرشان نیز فرق خواهد کرد. کتیبه منحصر به فرد آن فقط تاثیرات مثبت خواهد داشت.

جاسوسهای بهتر+اطلاع از نیروهایی که به سمت شما در حرکتند:
همه جا سوسها 3 برابر قویتر خواهند بود( در کل اکانت ) و 5 برابر ( در دهکده کتیبه ) و با داشتن کتیبه منحصربفرد 10 برابر در کل اکانت. بعلاوه با دشتن هر نوع کتیبه، می توانید نوع نیروهایی را که بسمت شما حرکت می کنند را ببینید ( فقط نوع نیروها نه تعداد آنها )

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: تراوین
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ ناتارها

ناندرتال" ها که شکارچیان حرفه ای با زندگی اجتماعی بودند، چرا منقرض شدند؟ آیا آنها می توانند از میان ژن هایشان به دوران ما بازگردند؟ برای بسیاری از مردم، "ناندرتال" ها بعنوان انسان های پشمالو با خوی حیوانی و وحشی که بجای مغز دارای ماهیچه های قدرتمند هستند، تداعی می شوند و این همان برداشتی است که مردم و دانشمندان تا آخرین تحول این قرن داشتند. اما در سال1950 کارشناسان همگی بر این شدند که با یافته های جدید که اتفاقات تجدیدنظر شده را هیجان انگیز می کرد، این تصور را از بین ببرند. در همین زمان "ویلیام گلدینگ" در رمانش به نام "وارثان" می نویسد; "ناندرتال"ها ملت ساده ای بودند که با هم زندگی می کردند و توسط مهاجمین جنگ طلب یعنی نوع بشر امروزی از بین رفتند. هرچند، کارشناسان متخصص در امور عصر هجر هنوز با این جنبه از زیست شناسی "ناندرتال"ها و رفتارشان موافق نیستند و این مجادله بویژه در مورد روابط شان با انسان مدرن هنوز ادامه دارد.


"ناندرتال"ها شبیه چه کسانی بودند؟
آنها صورتی درشت با بینی برآمده، ابروهای پرپشت و بدون چانه داشتند. از 190000 سال پیش، آنها در محدوده اروپا و جنوب آسیا از انگلیس در غرب تا عراق فعلی در شرق زندگی می کردند. آنها از نوع اجتماع "هوموهیدلبرگنس ها" که در دوره چهارم زمین شناسی (پلیستوسن) ساکن اروپا بودن مشتق شدند.
آنها چگونه از عصر یخبندان نجات یافتند؟
در طول دوران "پلیستوسن"، پوشش های عظیم یخ در دوره ای از عقب نشینی و پیشرفت بسته شدند. وقتی آنها عقب نشینی کردن دمای هوا بالا می رفت و جنگل های خزان پذیر اروپا همه جا را پوشش می داد و هنگامیکه کوه های یخی پیشرفت می کردند دمای هوا افت می کرد و پوشش گیاهی تبدیل به تندرا می شدند. در این دوران وقتی "هیدلبرگنس" ها خود را با شرایط سازگار کردند تبدیل به "ناندرتال"ها شدند. "ناندرتال"ها ماهیچه های قدرتمندی داشتند که بعلت سازگاری با عصر یخبندان بوجود آمده بود و این خصیصه از دوران کودکی در آنها نمود پیدا می کرد، بطوری که یک کودک 8 ساله "ناندرتال" مانند یک کودک 12ساله انسان امروزی بود.


شکارچیان گوشت خوار
آنها در گروه موجودات گوشت خوار رده بالا قرار داشتند و به همین منظور نیازمند مهارت کافی در شکار بودند. آنها گوزن، گاو کوهان دار و... را شکار می کردند.
رفتارهای اجتماعی
روابط اجتماعی برای "ناندرتال"ها مهم بوده و این موضوع بخاطر زبان و گویش آنها بوده است. استخوان هنجره آنها که هم اکنون در یک محفظه نگهداری می شود نشان دهنده اینست که آنها قادر بودند بطور کامل صحبت کنند. اما ممکن است جمله های آنها ناقص بوده باشد. پروفسور"استنلی آمبروس" استاد دانشگاه "ایلنویز" می گوید: من فکر می کنم آنها بسیار آمرانه صحبت می کردند، بعنوان مثال آنها بجای اینکه بگویند; آیا ممکن است آن شی را به من بدهید؟ می گفتند; آن را بده به من. این غارنشینان همچنین از سالمندان و ناتوانان قوم خود حمایت می کردند. طبق بقایای بدست آمده از یک "ناندرتال" سالمند که تمام دندان هایش را از دست داده نشان می دهد که استخوان بالای حفره داندان هایش التیام پیدا کرده و این بیانگر این موضوع است که دیگران قبل از اینکه به وی غذا دهند آن را می جویدند.
انقراض


اما ظهور انسان های مدرن حدود 40000 سال پیش در اروپا "ناندرتال"ها را به رقابت بر سر منابع با اجداد ما کشاند و این رقابت ها باعث از بین رفتن آنها شد. حدود 28000 سال پیش آخرین "ناندرتال"ها از بین رفتند. فردانیوز به نقل از بی بی سی می نویسد: شبیه سازی کامپیوتری در درگیری های بین یک انسان مدرن و ناندرتال نشان می دهد که امکان مرگ و میر یک ناندرتال فقط 2درصد بیشتر از یک انسان امروزی بوده و با وجود 1000سال زندگی همین امر باعث انقراض "ناندرتال"ها شده است. اما برخی از محققان معتقدند که "ناندرتال"ها منقرض نشده اند. در عوض با انسان های مدرن اختلاط نژاد و با ژن مردم اروپا مخلوط شده اند.
آیا آنها اجداد ما هستند؟



در سال1999م، اسکلت یک کودک "ناندرتال" در حفاری های "لاپیدو" در کشور پرتقال کشف شد و معلوم شد که متعلق به 25000سال پیش است و یافته ها حاکی از این بود که این موجود مخلوطی از یک "ناندرتال" و انسان مدرن است و می توان برداشت کرد که آن یک موجود دورگه بوده است. اما استخراج dna از قسمت کوچکی از استخوان این موجود نشان می دهد که اطلاعات ژنی آن هیچ شباهتی به انسان مدرن ندارد.

ناندرتال*ها هم متمدن بودند:
تهران-خبرگزاری ایسکانیوز : دانشمندان با کشف ابزارآلاتی ابتدایی از انسان*های اولیه دریافتند، این ساکنان قدیمی زمین ، آنچنان که در گذشته تصور می*شد، عاری از امکانات پیشرفته متناسب با درون خود نبودند. به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" طبق یافته*های باستان*شناسان از ابزارآلات انسان*های اولیه و کشف ابزارآلات سنگی و یا ساخته شده از استخوان جانوران، اقوام 30 هزار ساله زمین، از مهارت بالایی در حفظ و تداوم حیات خود برخوردار بوده*اند.
اگر چه اکتشافات اوایل قرن بیستم دانشمندان در یافتن بیش از 2300 اثر صنعتی از ناندرتال*ها، گمانه*هایی از جعلی بودنشان را به وجود آورد، اما بررسی*های اخیر حاکی از آن است که می*توان آنهارا واقعی خواند.
کارشناسان معتقدند که انسان*های اولیه فن*آوری پیشرفته*ای داشتند، زیرا آثار به دست آمده از آنها هیچ نشانی از انسان*های در حال انقراض ندارد.

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: تراوین
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ 5 درس خوب برای همه

درس اول!!

درس اول:



یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه…
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه…
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه…
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !




اینم درس دوم


درس دوم :
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار میشه و راه میفتن…
چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه…
راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… !
کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه...
چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده…!
راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!
کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه…
بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!
نتیجه اخلاقی اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!!!




درس سوم :
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید !!!
درس چهارم :
من خیلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم…
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!
نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید !!!




درس پنجم :
یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه...
شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه...
خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!
نتیجه اخلاقی: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستن

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ اینو بخونید از خنده روده بر می شید: (تراوین)




آن چه در پی می آید،یادداشت های شخصی یک کاراگاه در تهران،

15 شهریور

امروز گزارش مشکوکی به دفترمان گزارش شد. خانم میان سالی از منطقه گیشا از همسایه اش شکایت داشت و می گفت دیشب تا صبح از اتاق پسر نوجوان همسایه شان، جمله ی "غارت نکنید نامردااااا" را با فاصله 5 دقیقه به 5 دقیقه شنیده است. دکتر مخصوص ما برای خانم میان سال دو بسته دیازپام 10 تجویز کرد

17 شهریور

امروز گزارش مشکوک دیگری داشتیم از خانه ای در خیابان آزادی که چراغ اتاق خواب آن در طول سه ماه گذشته،هر شب راس ساعت 2 نیمه شب روشن شده و پس ازچند ثانیه خاموش می شود و لحظاتی بعد از پنجره آشپزخانه نوری سبز و آبی ساطع می شود به ادعای شاهد عینی،نور سبز و آبی احتمالا از یک لپ تاپ روشن است.تحقیقات ما نشان می دهد که در خانه مذکور زوج جوان بر سر جانورانی به نام "گول ها" جروبحث می کردند. زن جوان فریاد می زده که : " تو اون گول های لعنتی رو از من بیش تر دوست داری" .

22 شهریور

مامور مخفی ما دیشب ساعت 3 نیمه شب در خلال یک عملیات مخفی کاری در خیابان متوجه حضور دو نوجوان در خیابان شد،این دو سعی می کردند از کیوسک تلقن عمومی تماس بگیرند. با هوشیاری مامور مخفی ما صدای مکالمه تلفنی ایشان ضبط شده که به شرح زیر است :
توتنی ها با 270 تا تبر زن دارن حمله می کنن،کجایی پس،چرا آن نمیشی؟
-من یه شب خوابیدما... اکانت رو داغون کردین؟ اتحاد "شلوارک پوشان سرخ" کجان پس؟
مکالمه را بار ها با حضور منخصصان گروه جرایم تکنولوژیک گوش دادیم اما معنی عبارات "توتنی" و "آن شدن" و "اتحاد شلوارک پوشان سرخ" را هرگز متوجه نشدیم.

10 مهر

دیروز از دایره نظارت بر عملکرد بیمارستان ها گزارشی به دست ما رسید مبنی بر حضور مورد مشکوکی در یکی از بیمارستان های حوالی شهرک قدس . خانمی بیست و هشت ساله که به شدت از درد زایمان رنج می برد،سراسیمه با همراهی همسرشان به بیمارستان مذکور مراجعه کرده و از پزشکان مسوول خواسته بودند که در طول عمل زایمان،لپ تاپی که به اینترنت متصل باشد در اختیار او قرار دهند. پزشکان با درخواست ایشان موافقت نکردند اما خانم با گریه شدید اذعان کردند که اگر همین الان لپ تاپی به نرسانند "عمارت جادو" نابود خواهد شد!

23 آبان

روز گذشته مادر گریانی به یکی از مراکز مجموعه ی ما در حومه ی شهر مراجعه کرد و ار ماموران ما طلب یاری کردند. افراد ما گزارش دادند که مادر گریان از بی خوابی 98 ساعته ی پسر جوان خود نگران است.هم چنین در طول ماه گذشته رفتار نامانوسی از فرزند خود دیده است. پسر جوان این خانواده که تا چند روز دیگر عروسی اش است حتا در مراسم خواستگاری هم مثل دیگر مهمانی های یک ماه گذشته از خانواده عروس اجازه خواسته تا دقایقی با اینترنت کار کند.در پی اصرار خانواده ها مبنی بر آگاهی شان از رفتار وی،جوان اظهار کرده که "باید به دهکده ام سری بزنم" . به گزارش خواهران داماد،پدر عروس با شنیدن این جمله به سرعت با ازدواج دخترشان با جوان مذکور موافقت کرده است.

29 آبان

همکاران ما در "دایره زباله" دیروز بین زباله های منطقه 12 یادداشت مشکوکی کشف کردند که گویا برگی از دفترچه خاطرات فردی نامعلوم است.یادداشت مذکور به شرح زیر است : "اتحاد کل کل کنان بی ادعا،ساعت 4 صبح میخوان به من حمله کنن،فکر میکنن من 4 صبح خوابم...غارتگرا...دارم سعی میکنم با فتوشاپ یه عکس رو دست کاری کنم تا قبل ساعت صبح براشون بفرستم...تو عکسه تعداد سربازای لژیونمو از 37 تا به 370 تا تغییر بدم که اگه نقشه م بگیره خیلی خوب میشه،اما گه ادمین بفهمه بن میشم"
نیرو های ما احساس خطر میکنند چرا که تعداد کلمات بی معنی در مدارک اخیر بیش تر و بیش تر می شود. بنده فکر میکنم کلمه ی "ادمین" یک غلط نوشتاری است و اصل آن "اد مین"است که به معنای "دقیقه ای اضافه کن" یا "دقیقه اضافه شده" بوده.اما کلمه "بن" برای من هیچ معنایی جز قدغن کردن ندارد... مسلما توطئه ای در کار است.گزارش کامل خود را به مرکز "نیرو های ویژه ی مبارزه با توطئه های ناشناس" ارسال کردیم.

5 آذر

اوضاع روز به روز بد تر میشود. بیماری های جدیدی با نام های "شیزوتراویانوزوئیک و "تراویانوفوبیک" در سطح شهر شیوع پیدا کرده است که به واسطه ی یک ویروس آلمانی به نام تراوین با نام علمی "تی وایرس" منتقل می شوند.به گزارش تیم متخصص "پزشکان با صفا" مبتلایان به این ویروس به موجود عجیبی به نام "تراوی" تبدیل میشوند.تراوی ها بر خلاف زامبی ها که شب ها بیدارند و روز ها میخوابند،تمام اوقات بیدارند و میل شدیدی به استفاده از اینترنت در آن ها دیده میشود.بنا به تحقیقات ما تراوی ها در در دسته های چند تایی به نام "اتحاد" حمله میکنند اما بر خلاف زامبی ها که فقط به مردم عادی یورش می برند،آن ها به خودشان هم رحم نمی کنند.دستورات امنیتی لازم برای جلوگیری از شیوع و انتقال بیماری داده شده است. بنا بر آخرین آمار ارایه شده به سازمان بهداشت روانی،هم اکنون در ایران تیم پزشکی ما تلاش بی وقفه ای برای کشف واکسن یا پاد زهری برای بیماری مذکور،شروع کرده اند.

3 دی

دیشب اتفاق بسیار بدی افتاد.سامان،پسرم 17 ساله ام در خواب فریاد می زد : "وااااای منجنیق ها دارن می آن" . وقتی او را بیدار کردم مثل یک تراوی به سمت کامپیوترش دوید و درحالی که بی اختیار زمین می خورد این شعر را زمزمه می کرد: " توتنی شاد و خندانم... قدر گلد هامو می دانم... حمله کنم من... تاپ بشوم من... تراویان ام من...خندانم!"
متاسفانه سامان هم تراوی شده است... اشک های من بر کاغذ ریخته وصفحه ی یادداشت خیس شده است...
12 بهمن

تراوی ها تمام شهر را گرفته اند. هیچ جا، هیچ امنیتی

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها: تراوین و طنز
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ سرگذشت لباس فارغ التحصیلی

 

میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!یک نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی که خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او می کنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.

 

ردای خراسانی

 

هنگامی که از ما سوال می شود که این لباس و کلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی که از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریکایی سوال شود این لباس چیست که شما تن فارغ التحصیلانتان می کنید می گویند ما به احترام "Avicenna" "آوی سنا" پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.

آنها به احترام "Avicenna" "آوی سنا" که همان "ابن سینا"ی ماست که لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی که ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می کردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریکا علامت یک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!

نویسنده : مرتضی مردانی ; ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک